مهاجرت از بلاگر به وردپرس اختصاصی

بالاخره محدودیت‌های شدید اینترنت (ایران) مجبورم کرد بی‌خیال بلاگر بشم و به وردپرس (اختصاصی) رو بیارم. وبلاگ من روی بلاگر بود ولی از custom domain استفاده می‌کرد. خود بلاگر بسته بود، کامنت‌هاش هم همین طور و بدبختی اخیر که در طول چند ماه اخیر خیلی اذیت کرد، بسته شدن کامل discuss بود. خوانندگان وبلاگ، به جز اون هایی که محدودیت‌های اینترنت ایران رو نداشتن، نمی‌تونستن کامنت بزارن یا کامنت‌های قبلی رو بخونن. به همین دلیل با همه مشکلاتی که داشتن host ایجاد می‌کنه مجبور شدم از بلاگر دل بکنم و به یک wordpress هاست شده منتقل بشم.

مهاجرت از بلاگر به وردپرس مشکلاتی با خودش داشت که موفق نشدم در یک زمان بندی معقول حلش کنم. از جمله عوض شدن url تمام پست‌های قبلی، منتقل نشدن کامنت‌هایی که از طریق دیسکاس اومده بودن، تبدیل tagهای بلاگر به categoryهای وردپرس و load نشدن بیشتر عکس‌ها.

ایشالا اونهایی که مسبب مشکلات اینترنت ایران هستند توجیه خیلی خوبی برای این محدودیت‌های شدید دارند.

پیدا کردن محل کار عمومی: خانه فرهنگ حر

برای کسانی که گاهی اوقات روی پروژه‌های شخصی کار می‌کنند، بلاگ می‌نویسند، Freelancer هستند، به صورت remote کار می‌کنند یا به طور کلی نیاز به فضای آرامی برای کارهای تمرکزی دارند ولی دسترسی به دفتر کار مناسب ندارند، دسترسی به یک محل کار عمومی اهمیت زیادی دارد. این محل کار می‌تواند اتاقی در دانشگاه، خانه خلوت یکی از بستگان، بخشی از دفتر کار یکی از دوستان یا یک کتابخانه عمومی باشد. علی الظاهر در اروپای غربی و آمریکای شمالی و کشورهای مشابه فضاهای کاری عمومی وجود دارند که شما می‌تونید مثلاً یک میز یا یک اتاق از اون رو برای مدت چند روز، چند هفته یا چند ماه اجاره کنید. متأسفانه تا اونجا که من خبر دارم چنین امکانی در تهران و خیلی از شهرهای دیگه ایران وجود ندارد. کتابخانه، پارک، کافی‌نت و کافی‌شاپ تنها فضاهای عمومی در دسترس برای عموم مردم هستند. که البته هر کدام مزایا و معایب خودشون رو دارند.

در بعضی از کشورها استارتاپ‌ها و سرویس‌هایی برای اشتراک فضای قابل استفاده به عنوان فضای کار (دفتر کار، منزل ساکت و آرام و …) وجود داره. ولی فعلاً توی ایران از این سرویس‌ها به شکل فعال نداریم. نیازمندی‌های همشهری همیشه پر از آگهی اجاره اتاق کاری، سوییت و بخشی از دفتر وکیل و غیره هست ولی معمولاً کوتاه مدت اجاره نمیدن، فضای کار اصلاً تمرکزی نیست و اجاره اونها هم  به صرفه نیست. یک بار به یکی از این‌ها زنگ زدم و فهمیدم که میز منشی شرکتشون رو برای اجاره گذاشتن! کار در خونه هم مصیبت‌های خودش رو داره، از جمله حواس پرتی، قاطی شدن زندگی و کار، مزاحمت دو‌طرفه با اعضای خانواده و…

از اونجا که من هم گاهی اوقات از جمله افرادی به حساب میام که نیاز به فضای کاری عمومی دارند همیشه به دنبال این هستم که واقعاً بگردم ببینم میشه که چنین فضایی رو در تهران پیدا کرد یا نه. پارک و رستوران و کافی شاپ واقعاً برای کار کردن به‌خصوص در ساعات طولانی مناسب نیستند. پس نزدیک‌ترین گزینه برای من گزینه کتابخانه است. به همین علت گهگاه به کتابخانه‌هایی دو و اطراف سری می‌زنم ببینم که وضعیت چطوره.

یکی از اولین کتابخانه‌هایی که رفتم و سعی کردم از اونجا کارهام رو انجام بدم کتابخانه خانه فرهنگ حر واقع در میدان حر منطقه ۱۱ تهران است. کتابخانه محل کم رفت و آمدی است. داخل خود کتابخانه و مخزن و بخش مطالعه اون تعداد خیلی کمی مراجعه کننده داشت. مراجعه کننده‌های بخش‌های دیگه ساختمان هم از کتابخانه مجزا بودند و مزاحمت خاصی ایجاد نمی‌کنند. سالن مطالعه و مخزن جدا از هم جداست. سالن مطالعه پر از میز و صندلی برای مطالعه است و قبلاً مورد استفاده کنکوری ها بوده. به همین خاطر روی میزها پر از دست نوشته ‌های مربوط به کنکور است. میزها کوچک و صندلی ها چوبی ساده هستند و مناسب نشستن طولانی مدت نیستند. هر چند که کاربرد اصلی من سالن مطالعه است ولی خود کتاب‌ها هم برای من جالب بودند. به همین دلیل سری به مخزن زدم. کتاب‌های موجود عمومی بودند در همه زمینه‌ها، از تاریخ و فلسفه گرفته تا ادبیات و زبان انگلیسی و غیره.

پنجره‌های کتابخانه دو جداره هستند ولی چون مستقیماً رو به میدان پر رفت و آمد حر (تقاطع خیابان کارگر جنوبی و خیابان امام خمینی – سپه) باز می‌شوند بسیار پر سر و صدا است. صدای بوق و عبور و مرور ماشین‌ها و خودروها به طور مداوم و با شدت زیاد شنیده می‌شود. علاوه بر این به علت همین شلوغی به وضوح می‌شه بوی دود ماشین‌ها رو حس کرد. کتابخانه به علت نزدیکی زیاد به میدان حر، دسترسی راحت از بیرون و عبور و مرور افراد متفرقه از اونجا کمی حس نا امنی می‌دهد و آدم حس می‌کنه اونجا برای گذاشتن لپ تاپ و تجهیزات کمی نا امن است.
کتابخانه درست بالای خط دو متروی تهران قرار دارد و کمی قدیمی است. به همین علت لرزش و صدای مداوم عبور قطار از زیر مرکز به طور کامل حس می‌شود. هر دو دقیقه یک بار زیر پای آدم می‌لرزد. انگار که توی ایستگاه مترو نشسته باشی. صدای عبور قطار با آنکه از زیر زمین رد می‌شود شنیده می‌شود و باعث به هم ریختن تمرکز می‌شود.

از جمله ایرادات دیگر این کتابخانه کوچک بودن اونه. به همین دلیل جای زیادی برای استراحت، قدم زدن یا کار دیگه وجود نداره. پریز برق هم خیلی کم وجود داره.  در نزدیکی خود کتابخانه، مغازه، کافی شاپ، پیتزایی و امکانات مشابه وجود نداره و نیاز به کمی پیاده روی داره. این کتابخانه فقط روزهای فرد برای آقایان قابل استفاده هستش.

در مجموع جای مناسبی برای من نبود و بیش از یکی دو ساعت نتونستم اونجا بمونم. این تجربه مربوط به شهریور ۱۳۹۵ هستش. شما هم اگر تجربه مشابهی دارید لطفاً به اشتراک بگذارید. به چند عکس از کتابخانه توجه کنید.

ایجاد انگیزه در شرکت‌های تولید نرم‌افزار

به طور کلی شرکت‌های خصوصی در ایران نسبت به شرکت‌ها و ادارات دولتی مزایای مالی و غیر مالی کمتری می‌توانند فراهم کنند و همیشه از این جهت در فشار هستند. چون کارمندان شرکت خودشان را با کارمندان دولتی مقایسه می‌کنند و وقتی که می‌بینند مزایای کمتری دریافت می‌کنند دچار کم انگیزگی می‌شوند. این موضوع در رقابت داخلی شرکت‌های خصوصی هم وجود دارد. شرکت‌های کوچکتر معمولاً پرداختی کمتر نسبت به شرکت‌های بزرگ‌تر دارند. به همین دلیل کارمندان شرکت‌های کوچکتر به این فکر هستند که چطور می‌توانند شرکت‌شان را عوض کنند تا بتوانند مزایای مالی بیشتری به دست بیاورند. شرکت‌های تولید نرم‌افزار در ایران تقریباً به طور کامل خصوصی هستند و به همین دلیل اکثر آن‌ها هم با این مشکلات دست به گریبان هستند. خصوصاً اینکه کار در شرکت‌های نرم‌افزاری سختی‌های خاص خودش را هم دارد و با انگیزه نگه داشتن کارمندان فعلی و جذب کارمندان جدید سختی‌های خودش را دارد.
شرکت‌های مختلف راه حل‌های مختلف و توجیهات مختلفی برای جبران پرداختی‌های پایین‌تر از حد نرمال دارند. یکی از معروف‌ترین روش‌ها، باز نگه داشتن دست کارمندان در ساعت شروع و پایان کار است. به این ترتیب سختی کار کمی کمتر می‌شوند. یکی از دلایل شروع کار بیشتر شرکت‌های خصوصی در ساعت ۹ ( یک ساعت دیرتر از ادارات دولتی) همین باید باشد.
یکی از توجیهات شرکت‌های خصوصی در جبران مشکلات مالی این است که کارمند در شرکت خصوصی در حال یادگیری است، به عبارت دیگر هم کار می‌کند و هم یاد می‌گیرد. این توجیه بیشتر در کارمندانی اثر گذار است که علاقمند به یادگیری و رشد هستند. هر شرکتی هم نمی‌تواند مدعی چنین توجیهی باشد. شرکت‌هایی که به جای رهبر، رئیس دارند و شرکت‌های که در آن زیر دست احتمالاً بیشتر از بالا دست می‌داند از این قاعده مستثنا هستند.
شادابی محیط کار و کم بودن بروکراسی نیز یکی دیگر از شگردهای شرکت‌های خصوصی است. برخی از شرکت‌ها مدعی هستند که حالا که پرداختی به اندازه کافی بالا نیست در عوض جمع کاری خیلی شاداب و صمیمی است و به فرم یک خانواده است. شاید شرکت‌هایی را دیده باشید که همه همدیگر را از همان روز اول به اسم کوچیک صدا می‌زنند. این کار تاکیدی است بر صمیمیت موجود در شرکت‌های خصوصی. نبود جو زیرآب زنی و خبر بردن (به طور نسبی) در شرکت‌های خصوصی نسبت به محیط‌های دولتی نیز در راستای همین موضوع است. ساده بودن روال‌هایی مثل درخواست مرخصی نیز در همین راستا است.
جالب است بدانید در برخی شرکت‌های خصوصی، یکی از انگیزه‌های کارمندان خانم نبود اجبار به پوشیدن مقنعه به جای روسری و آزادی‌های این چنینی است. 
یکی دیگر از عوامل انگیزشی که در شرکت‌های تولید نرم‌افزار بسیار رایج و مهم است به نحوی که نبود آن یک عامل ضد انگیزشی مهم هم حساب می‌شود، استفاده از تکنولوژی‌های متنوع و به روز در انجام کار است. واقعاً چه کسی حاضر است در شرکتی که با زبان برنامه نویسی کوبول کار می‌کند استخدام شود و رزومه و آینده خودش را به خطر بیندازد؟ کارمندان شرکت‌های تولید نرم‌افزار دوست دارند علاوه بر دریافت حقوق، رزومه‌شان هم پر بار شود. اگر یک برنامه‌نویس در تیمی عضو باشد و در طول عضویتش موفق به یادگیری و استفاده از عملی از دو یا سه سکوی عمده تولید نرم‌افزار شود انگیزش خیلی بالایی پیدا خواهد کرد. این موضوع خصوصاً در مورد برنامه‌نویسان تازه کار صادق است. دنیای برنامه‌نویسی دنیایی پر تغییر است. اگر شرکتی بنا را بر این بگذارد که هیچ وقت تکنولوژی‌هایش را به روز نکند در جذب و نگهداری برنامه‌نویسانش به مشکلات زیادی بر خواهد خورد. مثال این‌طور شرکت‌های در ایران خیلی زیاد هستند. خلاصه اینکه اگر شرکتی پول به اندازه کافی ندارد بهتر است از این تکنیک هم استفاده کند. یعنی در پروژه‌های جدید از تکنولوژی‌های و زبان‌های برنامه‌نویسی جدیدتر و متنوع‌تر استفاده کند. نه فقط به این خاطر که آن‌ها امکانات و انعطاف پذیری بیشتری می‌دهند بلکه به این دلیل که در جذب برنامه‌نویسان جدید و حفظ برنامه‌نویسان فعلی تأثیر بالایی دارند.

یک آی تی کار خسته

احسان محسن پوریان از وبلاگ «یادداشت‌های وب نگار» که گرداننده یک شرکت IT است و به همین جهت همکار من محسوب می‌شود در نوشته‌ای از خستگی‌هایش و از ناراحتی‌هایش به عنوان یک «آی تی کار» گفته است. اصل مطلب را در وبلاگ خودش بخوانید و خلاصه‌ای از آن را در اینجا ببینید:

دویدن دنبال چاپ فاکتور، حق بیمه قرارداد، آه کشیدن دم اداره بیمه، گرفتن کد اقتصادی قدیم و ثبت نام کد جدید و شناسه ملی، سر درآوردن از قوانین جدید

وقتی مجبوری برای مشتری توضیج دهی که کار ما با کار طراح وب مغازه فتوکپی سرچهارراه متفاوت است

وقتی باید کارشناس ناظر که چندتا اصطلاح فنی رو نصفه فهمیده و برات ژست پروفسوری میگیره رو تحمل کنی و لبخند بزنی

وقتی چک ضمانتت رو نمیدن

وقتی می فهمی که این روزهای آخره آپ بودن سرویس بعد از پنج ساله و باید آخرین بک آپ رو بگیری و دکمه خاموش سرور رو بزنی

وقتی اسناد مطالعاتی پروژه کنسل شده رو لای زونکن ها پیدا میکنی

وقتی پروژه لجن مال میشه. وقتی این باگ لعنتی پیدا نمیشه. وقتی بی دلیل کانکت نمیشه، وقتی دانلود نمیشه، وقتی پینگ یکی در میونه، وقتی سیستم بالا نمیاد، وقتی پابلیش نمیکنه، وقتی درایو رو نمیشناسه، وقتی باید از اول بنویسی، وقتی ساختار جداول تغییر میکنه

وقتی نمیشه بگی این توی قرارداد نبود!

اول خواستم زیر نوشته خودش کامنت بگذارم اما خودم هم خیلی از این دردها را حس کرده‌ام ترجیح دادم در وبلاگ خودم به اون جواب بدم.

جانا سخن از زبان ما می‌گویی!

یکی از ریشه‌های اصلی مشکلات شرکت‌های IT ضعیف بودن بخش خصوصی در ایران است. دیگر بخش‌ها از چاپ و بسته‌بندی بگیر تا کارگاه‌های کوچک و بزرگ تولید قطعات صنعتی هم با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم می‌کنند. خیلی‌ها به علت مقرون به صرفه نبودن تولید و خدمات یا کیفیت کارشان را به شدت پایین آورده‌اند یا تولید را تعطیل و شروع به واردات کرده‌اند.

اگر بخش خصوصی اینقدر ضعیف و ناپخته نبود و اگر آموزش‌های دانشگاهی و آموزش‌های آزاد اینقدر ناکارآمد نبودند می‌شد امور بیمه و مالیات را با «قیمت مناسب» به موسسات مرتبط برون سپاری کرد یا اقلاً این که قوانین اینقدر ساده می‌شدند که برای یک واحد کسب و کار کوچک دست و پا گیر نشوند. شاید حتی متخصصین و کارآفرینان به جای یاد گرفتن دروس بی کاربرد دانشگاهی می‌توانستند حسابداری و مالیات و بیمه یاد بگیرند تا کار خودشان را راه بیندازند.

یکی از کارهایی که می‌شود کرد گسترش شبکه ارتباطی و اشتراک تجارب بین همکاران است. شرکت‌های مشابه ما و شما هم قبلاً این خوان‌ها را گذرانده‌اند. آنها هم تجاربی دارند که اگر با دیگران به اشتراک بگذارند بقیه سختی کمتری متحمل می‌شوند. وقتی که تجارب خودم را با تجارب افرادی مثل شما مقایسه می‌کنم متوجه می‌شوم که بخش زیادی از مسیر ما مشترک است. شاید اگر تجربه‌های قبلی شما را می‌دانستم آنها را دوباره تجربه نمی‌کردم و از راه ساده‌تری به مقصود می‌رسیدم. یا حتی شاید با شما یا یک نفر مثل شما شریک می‌شدم و از مزیتی که شما قبلاً به دست آورده بودید استفاده می‌کردم.

یکی از دوستان همکار چند وقت پیش پیشنهاد داده بود شرکت‌های IT کوچک دور همی بگذارند. مثلاً یک روز در هفته را نهار با هم باشند و از این طریق تجاربشان را در اداره شرکت، جذب نیرو، گرفتن پروژه، پشتیبانی مشتری و غیره با هم به اشتراک بگذارند. از این طریق حتی شاید بشود اشتراک منابع هم انجام داد. مثلاً شما یک نیروی گرافیست دارید که ده درصد وقتش خالی است. آن را می‌توانید به شرکت همکارتان بدهید. یا شما می‌توانید از فضای اداری خالی آنها یا لیست بیمه آنها استفاده کنید. پیشنهاد دوستان این بود که شرکت‌های IT که محصول مشابه دارند در این دور همی ها شرکت نکنند تا نگرانی بابت لو رفتن اطلاعات مشتری‌ها یا اطلاعات محصول به وجود نیاید. چند وقت پیش هم نصر تهران چنین گردهمایی را البته در سطح همه شرکت‌های IT گذاشته بود.

اگر بخواهم رو راست باشم بخشی از مشکل هم به خودمان بر می‌گردد. خود ماه گاهی اوقات در انتخاب روش مدیریت پروژه یا در انتخاب تکنولوژی اشتباه می‌کنیم. از روش‌های سنگین استفاده می‌کنیم یا ابزار نامناسبی را انتخاب می‌کنیم. این طوری هم پروژه بیش از حد طول می‌کشد و هم پشتیبانی آن سخت‌تر می‌شود. گاهی اوقات هم انتظار داریم مشتری زیبایی کد ما را بفهمد در حالی که او از محصول ما انتظار کارایی دارد.

یک مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که مشتری‌ها اطلاعات کافی از IT ندارند و به پختگی لازم نرسیده‌ند. بخشی از این ناپختگی را خود ITکارها می‌توانند اصلاح کنند. ما می‌توانیم با برگزاری کارگاه‌ها و انتشار مقاله‌ها باعث بشویم اطلاعات مشتری‌های زیاد بشود و راحت‌تر بتوانند کار طراحی وب یک designer حرفه‌ای را از design مغازه فتوکپی سر چهار راه تشخیص دهند. مشتری‌ها و کارفرماها در تشخیص اعتبار شرکت‌های IT مشکل دارند. برای آنها سخت است که تشخیص دهند فلان شرکت یا شخص این کاره است ولی دیگری نه. شاید لازم باشد روی برند سازی و پارتنرشیپ شرکتی وقت بیشتری صرف کنیم.

آخرین نکته این که اسفند کلاً ماه خستگی است! انشاا.. فروردین با انرژی بیشتری پیش خواهیم رفت.

انتخاب پلتفرم توسعه نرم‌افزار بر اساس وضعیت بازار کار

آیا می‌خواهید یک پروژه نرم‌افزاری انجام دهید؟ آیا می‌خواهید پروژه را به افراد دیگری Outsource کنید؟ آیا می‌خواهید یک تیم برای انجام یک سری پروژه جمع کنید؟ حالا می‌خواهید برای این پروژه یک تکنولوژی و زبان برنامه‌نویسی مناسب انتخاب کنید؟ اگر معیارتان فقط مسائل فنی و امکانات فنی platform مقصد است دسته نگه دارید و یک بار دیگر فکر کنید خصوصاً اگر پروژه مورد نظر بلند مدت یا حیاتی نیست.

فقط مشخصه‌های فنی نیستند که نشان می‌دهند پلتفرم مد نظر مناسب است یا نه. بازار کار هم خیلی مهم است. باید از وجود تعداد کافی و قیمت مناسب developer در بازار و حجم تجارب آن‌ها نیز مطمئن بود. اگر در بررسی‌ها به این نتیجه برسید که Java پلتفرم خیلی بهتری است ولی تعداد برنامه‌نویسان آن یک دهم برنامه‌نویسان PHP و دستمزد آن‌ها دو برابر است چه کار می‌کنید؟ بهتر نیست سراغ پلتفرم‌های رایج‌تری مثل PHP بروید ولی در عوض دستتان در Outsource یا آرایش تیم باز باشد و هزینه نیروی انسانی کمتری هم متحمل شوید؟

پس اگر تا این لحظه با من هم عقیده شده‌اید که بازار کار به اندازه مشخصات فنی مهم است پس پیشنهاد می‌کنم که اصلاً بررسی انتخاب پلتفرم را برعکس انجام دهید. یعنی به جای اینکه ببینید آیا پلتفرم مورد نظر امکانات فنی کافی، انعطاف پذیری مناسب، سرعت پاسخگویی بالا و غیره دارد یا نه، بررسی را از بازار کار آن شروع کنید. ببینید developer برای کدام تکنولوژی بیشتر پیدا می‌شود، هزینه انجام پروژه یا استخدام در کدام گروه‌ها کمتر یا بیشتر است و قس علی هذا. بررسی بر عکس جنبه فنی کمتری داشته و نسبتاً راحت‌تر است.

در بررسی برعکس، مراجعه به بازارهای انجام پروژه و آگهی‌های استخدام و بررسی معیارها و دستمزدها نکته کلیدی مسأله است. برنامه‌نویس‌های contractor یا به قولی freelancerها را از جاهای مختلفی می‌شود پیدا کرد. بسیاری از آن‌ها وب‌سایت و وبلاگ دارند یا در سایت‌هایی مثل پونیشا، IranPHP و WebHostingTalk فعالیت می‌کنند. اخیراً از سایت لینکدین هم می‌توان contractorهای خوبی پیدا کرد. شبکه دوستان و آشنایان هم کما فی السابق روش رایجی برای پیدا کردن freelancer است. از یک سری جاهای دیگر هم می‌توان وضعیت امکانات موجود را بررسی کرد. مثلاً از فهرست درگاه‌های آماده جهان پی می‌توان فهمید که کدام تکنولوژی‌ها و نرم‌افزارها دارای منابع بیشتری هستند. سایت‌هایی مثل IranTalent و نیازمندی‌های روزنامه همشهری نیز تا حدودی رو می‌کند که برنامه‌نویسان کدام تکنولوژی‌ها بیشتر پیدا می‌شوند. یادتان باشد در این مرحله می‌خواهیم از وضعیت بازار کار متوجه شویم که کدام تکنولوژی و زبان برنامه‌نویسی برای انجام پروژه ما بهتر است. فعلاً برای انتخاب شخص یا اشخاص developer فرصت داریم.

برای آشنایی بیشتر با این مدل بررسی سایت پونیشا را ببینید. در بخش «فهرست پروژه های انجام شده» در تاریخ امروز ۹۴٫۱۱٫۲۰ می‌توانید ببینید که تقریباً همه پروژه‌های وب با PHP انجام شده‌اند. تنها چند مورد انگشت شمار با ASP.NET انجام شده‌اند. جالب است که به قیمت‌ها هم نگاهی بیندازید. اگر به آگهی‌های نیازمندی‌های همشهری مراجعه کنید می‌بینید که تنوع تکنولوژی خیلی بالاتر است. همه PHP هست، هم .Net و هم جاوا. اگر از شبکه دوستان و آشنایان هم استفاده کنید می‌توانید بفهمید که نسب contractorهای پلتفرم‌های مختلف به هم چطور است و سطح دستمزدها چطور است. فراموش نکنید اگر بتوانید Remote کار کنیدتنوع قیمتی بالاتری نیز در اختیار خواهید داشت.

راه اندازی وبلاگ انگلیسی

مدت‌ها بود که دوست داشتم وبلاگ نویسی به زبان انگلیسی و برقراری ارتباط با برنامه‌نویسان و استارتاپ دوستان غیر ایرانی را تجربه کنم. هفت ماه پیش خیلی جدی‌تری به این موضوع فکر کردم. تصمیم گرفتم یک وبلاگ انگلیسی راه بیندازم و شانسم را در آن امتحان کنم. وبلاگ را خیلی سریع با استفاده از وردپرس ایجاد کردم ولی چون مطمئن نبودم که اولین تجربه وبلاگ نویسی به زبان انگلیسی چطور خواهد بود، آن را عمومی نکردم. با خودم تصمیم گرفته بودم هر وقت توانستم ده مطلب به زبان انگلیسی منتشر کنم آن موقع فعالیت در این وبلاگ را عمومی کنم. اکنون آن روز فرا رسیده است. امروز دهمین مطلب را منتشر کردم. اگر به مطالب انگلیسی من علاقه‌مند هستید آدرس زیر را ببینید:

http://weblog.afsharm.com/

انگلیسی نوشتن من خیلی خوب نیست. ولی امیدوارم بتوانم آن را به تدریج بهبود دهم. در وبلاگ انگلیسی بیشتر راجع به موضوعات فنی برنامه‌نویسی و تولید نرم‌افزار می‌نویسم. کمی هم راجع به استارتاپ و شاید هم مقداری شخصی در آن بنویسم. در همین راستا تلاش می‌کنم پروفایلم در لینکدین را به طور کامل انگلیسی کنم و به روز رسانی‌هایی که در آنجا انجام می‌دهم را هم به زبان انگلیسی منتشر کنم.

پایتون، نود یا ریلز؟ کدام یک در شرکت‌های ایرانی بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند؟

زمان خیلی زیادی است که بازار کار توسعه نرم‌افزار در ایران عمدتاً منحصر به دات‌نت، جاوا و PHP است. با این وجود چند سالی هم هست که این انحصار در حال شکسته شدن است و پلتفرم‌های جدیدتری در حال ورود به شرکت‌های ایرانی و خارجی هستند. عمده این پلتفرم‌ها که گهگاه اسمشان را در ایران نیز می‌شنویم عبارت هستند از Node.js و Ruby/Rails و Python. هر توسعه‌دهنده یا تیم توسعه نرم‌افزاری باید بتواند میزان حضور و موفقیت آن‌ها را ارزیابی کند تا بتواند برای آینده کاری خود یا برای آینده تیم توسعه نرم‌افزار خود برنامه‌ریزی مناسبی انجام دهد.
البته مدتی است که در حال ارزیابی فنی هر کدام از سه پلتفرم Node.js و Ruby/Rails و موارد مشابه هم هستم. اما فقط مسائل فنی و قابلیت‌های پلتفرم نیست که در تصمیم‌گیری مؤثر هستند بلکه وضعیت بازار هم باید سنجیده شود. امروز (۲۲ دی ۱۳۹۴) سعی کردم از چند منبع مختلف بررسی کنم که وضعیت آماری سه پلتفرم اصلی Node.js و Ruby/Rails و Python در ایران چطور است.
بخش آگهی استخدام سایت StackOverflow که به تازگی پر از آگهی استخدام‌های ایرانی شده است:
فقط دو آگهی که هر دو مربوط به Python هستند. اینجا و اینجا را ببینید.
بخش استخدام برنامه‌نویس سایت نیازمندی‌های همشهری:
سه آگهی مرتبط با پایتون. اینجا، اینجا و اینجا را ببینید.
دو آگهی مرتبط با Node.js در اینجا و اینجا.
آگهی‌های پراکنده که در لینکدین دست به دست می‌شوند:
یک آگهی مربوط به پایتون در اینجا.
سایت Iran Talent فاقد هر گونه آگهی مرتبط به سه پلتفرم مورد بررسی.
در مجموع ۶ آگهی مربوط به پایتون، ۲ آگهی مربوط به Node.js و هیچ آگهی مربوط به Rails/Ruby است. خیلی جالب است که در آمریکا/اروپا استفاده از Ruby/Rails رواج خیلی زیادی دارد ولی در ایران هیچ خبری از آن نیست. این موضوع کمی عجیب است و نیاز به فکر کردن بیشتری دارد. آیا واقعاً انتخاب پایتون از سوی این شش شرکت و شرکت‌های مشابه کار درستی است؟ نزدیک‌ترین حدس من این است که پایتون یک زبان دانشگاهی است و بیشتر شرکت‌های مربوط به آن جوان و تازه تاسیس هستند. پس ممکن است به خاطر تازه فارغ التحصیل بودن اعضای شرکت‌ها باشد که میل به پایتون اینقدر زیاد باشد. به هر حال دلیل هر چه که باشد نتیجه‌گیری این می‌شود که در حال حاضر پایتون و جانگو بیشترین طرف دار را در بین این چند شرکت نمونه دار هستند (به نسبت Rails و Node.js).

بازار Outsource و کنفرانس کیف

سالهاست که پروژه‌های توسعه نرم‌افزار و IT از کشورهایی مثل آمریکا به مناطق ارزان قیمت‌تری مثل هند، اروپای شرقی و جنوب شرق آسیا Outsource می‌شود. Outsource منبع درآمد مناسبی برای کشورهای انجام دهنده است. در ایران هم برخی شرکت‌های به طور آشکار و غیر آشکار در این کار دست دارند. این مدل کاری علاقمندان زیادی در ایران دارد و خیلی‌ها دوست دارند بدانند چطور می‌شود که ایران هم مثل کشورهایی مثل هند و اوکراین بتواند درصد قابل قبولی از این market را سهم خود کند.

آن طور که از دور می‌شود فهمید رده‌بندی شرکت‌های Outsource به صورت کشوری انجام می‌شود. یعنی مثلاً کیفیت کار شرکت‌های ویتنامی با کیفیت کار شرکت‌های ترکیه‌ای مقایسه می‌شود. در market فعلی (دسامبر ۲۰۱۵) هند یکی از قدیمی‌ترین‌ها و معروف‌ترین مقاصد Outsource حساب می‌شود. از آن طرف اروپای شرقی و به‌خصوص اوکراین به عنوان با کیفیت‌ترین مقصد Outsource شناخته می‌شود. خیلی جالب است که اوکراین که زبان غیر انگلیسی دارند، Timezone آن‌ها مثل Timezone ما اختلاف خیلی زیادی با ساعات رسمی آمریکا دارد و در این چند ساله درگیر جنگ با روسیه هم بوده است و از لحاظ سنتی در بلوک شرق و در تقابل با غرب قرار دارد چطور می‌تواند بهترین مقصد Outsource برای صنعت IT و Software Development آمریکا باشد؟

جواب دادن به این سوال نیاز به بررسی تاریخچه Outsource در آمریکا و اوکراین و بررسی خیلی پارامترهای دیگر دارد و کار ساده‌ای نیست. اما شاید کنفرانسی که اخیراً در کیف پایتخت اوکراین برگزار شد بتواند دید خوبی به ما بدهد که وضعیت فعلی آن‌ها و کلاً بازار Outsource چطور است؟ نام این کنفرانس Outsource People 2015 است و در ۲۳ و ۲۴ اکتبر ۲۰۱۵ برگزار شد. کنفرانس به طور کامل به موضوع Outsourcing Software Development اختصاص داشت. در این کنفرانس دو روزه که به طور هم‌زمان در سه سالن برگزار می‌شد بیش از ۵۰ ارائه و چند میزگرد ارائه گردید. آیتم‌ها در دسته‌بندی‌های Business Strategy و Sale & Marketing و Project Management و موضوعات مختلفی ارائه شدند. مثل:

  • ارتباط شرکت‌های IT با دولت‌ها
  • مصاحبه با متخصصین

  • فروش سرویس‌های QA

  • استفاده از Agile

  • تجارت دیجیتال در بازارهای غربی

  • فروش سرویس‌های IT به شرکت‌های Silicon Valley

  • گرایش‌های فروش و بازاریابی در ۲۰۱۶

  • مدیریت تعطیلات

  • مشتری ایده‌آل

  • برند سازی در بازار Outsource

  • انگیزه دهی به مشتریان

  • کی از اسکرام استفاده کنیم کی نکنیم؟

  • Outsource بکنیم یا نکنیم؟

  • نکات مهم در کار با مشتریان آمریکایی

  • راه‌های اشتباه در مدیریت ارتباط با مشتریان

  • تجربه Outsource در کار مسافرت و مهمانداری

  • چطور مشتریان بریتانیایی پیدا کنیم؟

  • مدیریت بحران در یک شرکت IT

  • ویزای کار آمریکا برای کارکنان بخش IT

  • بهبود حضور در بازارهای غربی

  • از Outsource تا خلاقیت

  • اقتصاد یک شرکتIT

  • چرخه‌های فروش میان فرهنگی

  • مطالعه موردی پرورش متخصص در صنایع خودروسازی و سلامتی

  • بازاریابی شرکت‌های IT اوکراینی در اروپای شمالی

  • ایجاد روابط مطلوب در تیم‌های دورکاری

  • تجارت Big Data چقدر بزرگ است؟

  • IoT و فرصت‌های ناشی از آن در بازار IT

ارائه دهندگان از کشورهای مختلفی از جمله آمریکا، اوکراین، هند و… حضور داشتند. لطفاً جهت کسب اطلاعات بیشتر به وب‌سایت کنفرانس به آدرس http://outsource-people.com/en مراجعه کنید. به امید حضور بیشتر اشخاص، تیم‌ها و شرکت‌های ایرانی در بازار جهانی Outsource.

توجه به بازار کار در انتخاب زبان برنامه‌نویسی جدید

هر برنامه‌نویس حرفه‌ای باید هر از چند گاهی زبان‌های برنامه‌نویسی و سکوهای جدید توسعه نرم‌افزار را بررسی کند و در صورت لزوم از آنها به جای زبان برنامه‌نویسی و platform فعلی خودش استفاده کند. مسلماً اگر این طور نبود هنوز برنامه‌نویس‌ها از اسمبلی، فرترن و C به جای جاوا، C# و PHP استفاده می‌کردند. رایج است که در بررسی‌ها بیشتر روی امکانات آن زبان و سکو تمرکز می‌شود. اما این واقعاً همه ماجرا نیست. گاهی اوقات لازم است قبل از انتخاب زبان و سکوی جدید بازار کار را سنجید.
فرض کنید قرار است به یک شهر جدید بروید و به عنوان یک توسعه‌دهنده نرم‌افزار مشغول به کار شوید یا این که یک Remote software developer باشید. این احتمال وجود دارد که سکوهای توسعه نرم‌افزار در محیط جدید با آنچه که شما به آن عادت دارید متفاوت باشد. در این حالت باید علاوه بر امکانات آن زبان برنامه‌نویسی و پارامتر سختی و آسانی یادگیری آن به نیازمندی‌های محیط جدید هم توجه کنید. به عنوان مثال بیشتر برنامه‌نویس‌های ایرانی به یکی از سه سکوی .Net ، جاوا یا PHP آشنا هستند در حالی که در خارج از ایران Python و Ruby و Node هم رواج فراوانی دارد.
در حالتی دیگر فرض کنید که می‌خواهید در دنیای Open Source یا فضای آکادمیک فعالیتی جدی داشته باشید. در این حالت شاید لازم باشد اولویت پایین‌تری برای C# قائل شوید چون این طور زبان‌ها محبوبیت کمتری در حوزه Open Source و آکادمیک دارند. مسلماً امکانات این زبان و سکوی آن و اکو سیستم و libraryها و compnoentهای آن دست کمی از خیلی زبان‌ها و سکوهای دیگر ندارد اما به هر حال محبوبیت آن در Open Source نسبت به امثال Java و Python و Ruby و PHP و Node کمتر است.
و در آخر حالتی دیگر را فرض کنید که در آن ممکن است به زودی درگیری دائم با یک ابزار خاص پیدا کنید. مسلماً عقلانی خواهد بود اگر تلاش برای یادگیری‌تان را متمرکز کنید بر زبان و سکویی که آن ابزار با آن توسعه پیدا کرده است. مثلاً اگر قرار است مدتی طولانی را با vTiger CRM سر کرده و برای آن ماژول تهیه کنید و آن را توسعه دهید بهتر مستقیماً به سراغ PHP بروید حتی اگر علاقه‌ای به PHP ندارید و آن را زبان ضعیف یا از مد افتاده‌ای می‌دانید.

پی‌نوشت:
بررسی  فرصت‌های شغلی ۶۰ شرکت نرم‌افزاری از فهرست ۲۵۰ تایی شرکت‌های با امکان Remote Working به طور تخمینی نشان می‌دهد که Ruby/Rails محبوب‌ترین زبان برنامه‌نویسی برای کارفرمایان است. بعد از آن Python و JavaScript و سپس Node و PHP قرار دارند. میزان استخدام‌های مربوط به Ruby/Rails دو برابر نزدیک‌ترین مورد به خودش یعنی Python است. بیشتر موقعیت‌های کاری مربوط به Web Applicationها و مقدار کمی هم مربوط به موبایل‌ها است. جالب است بدانید که دو شرکت بزرگ Canonical (عرضه کننده اوبونتو) و Docker هر دو تکیه زیادی به Python دارند. زبان و سکوی توسعه نرم‌افزار پوشش دهنده همه موارد فنی تولید نرم‌افزار نیستند. نیاز به دانستن تکنولوژی‌های دیگری نیز مثل شبکه، مجازی‌سازی و سخت‌افزار نیز در بیشتر جاها وجود دارد.

تجربه خرید اینترنتی خارجی

نیاز به خدمات hosting با کیفیت و قیمت مناسب داشتم. به این نتیجه رسیدم که اگر مستقیماً از یک شرکت خارجی خرید کنم خیلی ارزان‌تر برایم تمام می‌شود و کیفیت بهتری نیز نصیبم خواهد شد. بعد از مدتی تست و بررسی متوجه شدم که DigitalOcean (لینک حاوی کد ریفرال من است) از همه مناسب‌تر است: خدمات ابری (IaaS) با قیمت ۵ دلار در ماه در نقطه دلخواه بر روی سرورهایی با هارد SSD.

سرویس مورد نظر در هیچ حالتی به IP حساس نبود. یعنی موقع ثبت نام جلوی من را نگرفت و سرورهایش هم در سرویس دادن به IPهای ایرانی مشکلی نداشتند. مرحله verify ایمیلی به خوبی انجام شد اما در verify بعدی به مشکل برخوردم. چون باید مشخصات یک Credit Card بین المللی را وارد می‌کردم و آنها بعد از یک برداشت چند دلاری امتحانی و بازگرداندن مجدد آن مطمئن می‌شدند که من یک کاربر واقعی هستم.

چون Credit Card نداشتم نتوانستم از این مرحله رد شوم. قرار شد یکی از دوستان خارج نشین این کار را از طرف من انجام دهد. ولی وقتی که مشخص شد سرویس مورد نظر مشخصات کارت را ذخیره می‌کند و برداشت‌های reoccurance دارد (یعنی ماه به ماه خودش بدون دخالت صاحب کارت از کارت پول برداشت می‌کند) نگران شد که مشکلی از این بابت به وجود بیاید که البته حق هم داشت، نه فقط از این بابت بلکه به خاطر معامله با یک کشور تحت تحریم و استفاده از امکانات بانکی کشور متبوع خودش برای فردی دیگر.

شنیده بودم که بانک‌ها هم حساب Credit Card باز می‌کنند. به بانک پارسیان مراجعه کردم. هزینه‌های افتتاح حساب برای پرداخت‌های ماهی ده بیست دلار به صرفه نبود. حدود ۳۰۰ دلار باید صرف می‌شد تا حساب باز شود. تازه فکر می‌کنم بعد از آن باید وثیقه‌ای یا سپرده‌ای هم به بانک داده می‌شد. وضعیت صرافی‌ها هم بهتر از بانک‌ها نبود. آنها هم پرداخت‌های چهل پنجاه دلاری برایشان صرف نمی‌کرد.

این بار تلاش کردم که مشکلم را با Gift card debit card حل کنم. شرکت‌هایی مثل Visa کارت‌های gift در حد ۲۰ تا ۲۰۰ دلار دارند که به صورت debit هستند و از فروشندگانی در ایران هم قابل تهیه هستند. اما مشکل آنجا بود که سرویس مورد نظر کارت‌های مشابه این کارت را قبول نمی‌کرد. ظاهراً به دلیل تقلب‌هایی که با این جور کارت‌ها انجام می‌شود.

کم کم داشتم نا امید می‌شدم که دوست عزیز خارج نشینمان متوجه شد که می‌توان پرداخت را با کمک همین gift cardها ولی از کانال PayPal انجام داد. یعنی gift card به حساب PayPal متصل شود و پرداخت از طریق PayPal انجام شود. با این امید که بالاخره راهی برای پرداخت پیدا شده به سراغ یکی از فروشندگان رفتم و یک gift card شرکت ویزا با قیمت هر دلار معادل ۵۲۰۰ تومان (بیش از یک نیم برابر قیمت روز دلار) تهیه کردم. با کمک یک VPN آمریکایی یک کد پستی و آدرس معتبر آمریکایی برای gift card ثبت کردم (این کارت فقط قابلیت خرید از داخل آمریکا را داشت) و سعی کردم پرداخت را با PayPal انجام دهم ولی موفق نشدم. این کار را چند شب پشت سر هم تکرار کردم ولی موفق نشدم.

آخر سر متوجه شدم چون که PayPal من با آدرسی در فرانسه (خارج از آمریکا) ثبت شده بود امکان خرید وجود ندارد. مجدداً با ترس و نگرانی یک حساب جدید PayPal باز کردم و خرید را با آن انجام دادم. این بار شد. وقتی که پول از حسابم کم شدم انگار یک معجزه اتفاق افتاده بود! بله با صرف وقت زیاد و تحمل ریسک بالا و خرید دلار با قیمت بیش از یک و نیم برابر قیمت روز (هر دلار ۵۲۰۰ تومان تمام شد) موفق شدم که به خیل مشتریان خدمات hosting شرکت DigitalOcean (لینک حاوی کد ریفرال من است) بپیوندم. امیدوارم خدمات خوبی داشته باشند و در یکی از پست‌های بعدی راجع به آن بنویسم.