تجربه استفاده از کتابخانه سرو به عنوان فضای کار اشتراکی

حدود شش ماه است که از فضای کتابخانه سرو به عنوان یک فضای کار اشتراکی (coworking space) استفاده می کنم، همان اوایل سعی کردم تجربه ام را از این کتابخانه بنویسم. آن تجربه مربوط به یکی دو هفته اول بود و بیشتر حالت معرفی داشت اما حالا می خواهم تجربه ای که از این شش ماه داشتم را مکتوب کنم بلکه به درد کسی بخورد.

کتابخانه فرهنگسرای سرو
کتابخانه فرهنگسرای سرو

در این کتابخانه (مثل بیشتر کتابخانه های دیگری که می شناسم) بیشتر افراد برای مطالعه مراجعه می کنند اما من از اینجا برای انجام فعالیت های توسعه نرم افزار استفاده می کنم. به این شکل که لپ تاپم را روشن می کنم، صدای لپ تاپ و موبایل را قطع می کنم و شروع می کنم به برنامه نویسی. اینترنت را از گوشی موبایلم می گیرم و تقریبا هیچ وقت هم مشکل برق و اینترنت نداشتم.

 

یکی از بزرگترین مزایای این کتابخانه، نظم و سکوت نسبی آن است که البته اینها را مدیون سخت گیری مدیریت آن است. و الا عموم مراجعه کنندگان میل ذاتی به بی نظمی و سر و صدا دارند. امنیت کتابخانه هم طی مدت شش ماهی که به آنجا رفت و آمد داشتم خوب بوده. با این که جمعیت مراجعه کننده قابل توجه است (ظرفیت سالن مطالعه آقایان نزدیک به صد نفر است) ولی هیچ وقت مشکلی برای شخص من و لپ تاپ یا دیگر وسایل پیش نیامده حتی با وجود ترک سالن در فاصله های زمانی قابل توجه. از کسی هم نشنیدم که وسایل یا تجهیزاتش گم شده باشد. البته من مراجعه هر روز نداشته و به صورت پاره وقت از اونجا استفاده می کنم.

 

در این کتابخانه هم طبق معمول امکانات رفاهی کافی نیستند و مشکلات بهداشتی قابل مشاهده هستند. کتابخانه فاقد فضای کافی برای صرف غذاست. فقط دو میز و صندلی در راه پله وجود دارد که آن هم یک بار آب (ظاهرا فاضلاب) نشت کرده بود و تا مدتی قابل استفاده نبود. از اونجا که خوردن هر چیزی غیر از آب در داخل سالن ممنوع است، تنها انتخاب برای صرف غذا یا چایی، فضای باز روبروی کتابخانه است. غذا خوردن در فضای باز شاید در فصل بهار لذت بخش باشد اما زمانی که هوا سرد است چندان مطلوب نیست. البته در همان بهار و تابستان هم وجود انبوه گربه هایی که به شما و غذای شما زل زده اند و دم تکان می دهند خیلی جالب نیست. ناگفته پیداست که خبری از یخچال، گرم کن، مایکروویو و آشپزخانه هم نیست. تنها چیزی که وجود دارد دو دستگاه آب سرد کن (و گرم کن) است که مخزن آن با شرایط نامناسبی پر می شود و خیلی تمیز نیست. پر کردن مخزن آب در همان جایی انجام می شود که تی نظافت شستشو می شود و با همان شلنگی پر از آب می شود که همیشه کف زمین افتاده است. داخل کتابخانه سرویس بهداشتی وجود دارد ولی از آن مدل هایی است که باید مواظب باشی به جایی از اون نخوری. فلاش تانک ها بعضی از روزها خراب هستند، نظافت سرویس ها دیر به دیر انجام می شود و قس علی هذا.

 

تهویه سالن های مطالعه خیلی خوب نیست ولی اقلا در طول فصل سرما خیلی سرد نبودند. خوشبختانه پریز برق به فراوانی وجود دارد و تا آنجایی که تست کردم اینترنت موبایل هم همراه اول و هم ایرانسل در همه جا با کیفیت مناسب آنتن داشت. اطراف کتابخانه جای پارک نایاب است خصوصا اگر صبح زود نباشد. در صورت استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی، دسترسی اصلی از خیابان ولیعصر است و به همین علت دسترسی از شمال به جنوب خیلی مناسب نیست چون تنها وسیله قابل استفاده اتوبوس است. فشردگی میز و صندلی ها بالاست و صندلی ها هم صرفا از چوب هستند بدون هیچ قسمت نرمی. اما خوب همین که چنین فضایی برای عموم مردم در دسترس است خیلی خوب است. خصوصا این که به طور کامل رایگان است.

 

به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزار که ایزوله کار می کند به مشکل خیلی حادی برخورد نخواهید کرد. ولی اگر لازم به تلفن های متعدد باشد، خصوصا آنها که نیاز به بررسی چیزی روی صفحه کامپیوتر دارد، شدیدا به مشکل بر می خورید. صحبت با موبایل به شدت ممنوع است. برای جواب دادن به موبایل باید کلی پله را بالا و پایین بیایید و از داخل یک سالن دیگه هم رد بشوید تا به فضای بیرون برسید. خیلی از کسانی که تمام روز پشت کامپیوتر می نشینند عادت دارند که هر یکی دو ساعت یک بار بلند شده و قدمی بزنند. انجام چنین کاری ممنوع است و باعث جلب توجه منفی می شود. همین مشکل در مورد صدای صفحه کلید هم وجود دارد. باید عادت کنید کم و سر و صدا تایپ کنید در غیر این صورت ممکن است بغل دستی هایتان یک جور به خصوصی شما را نگاه کنند.

 

اگر این کتابخانه واقعا یک فضای کار اشتراکی بود می شد از آن انتظار توسعه شبکه کاری و امکان آشنایی با افراد جدید داشت. می شد که از اون انرژی مثبت دریافت کرد و روی هم افزایی اون حساب باز کرد. ولی خوب این کتابخانه فقط یک کتابخانه معمولی است که بیشتر مراجعه کنندگان به قصد مطالعه و عمدتا هم آمادگی برای کنکور به اون مراجعه می کنند. چون فضای فکری یک دانشجو یا کنکوری با فضای فکر یک remote worker یا freelancer متفاوت است، هیچ کدام از این مزایا وجود ندارند.

Comments

  1. Pingback: پیدا کردن محل کار عمومی: کتابخانه فرهنگسرای سرو – افشار محبی

  2. رهام

    «عموم مراجعه کنندگان میل ذاتی به بی نظمی و سر و صدا دارند.»
    به نکته مهمی اشاره کردید. من هم این مسئله رو در کتابخونه دانشگاه دارم + نبود یا کمبود امکانات رفاهی و بهداشتی. به همین دلایل روزهایی که بین کلاسهای صبح و بعد ازظهر ساعات آزاد دارم، اتلاف وقت و هزینه رو برای برگشت به خونه جهت کار و درس و دوباره رفتن به دانشگاه رو ترجیح میدم به اینکه در دانشگاه درس بخونم یا برنامه‌نویسی کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *