ترافیک تهران و…

ترافیک تهران سال به سال بیشتر می‌شود و راه‌های فرار از آن هر سال تنگ‌تر می‌شود. با وجود آنکه هر از چند گاهی خط جدید مترو، تونل جدید، پل جدید یا اتوبان جدید ساخته می‌شود ولی در مجموع به جای کاهش ترافیک شاهد افزایش اون هستیم. انگار که هر وقت ظرفیت جدیدی به این شهر اضافه می‌شه با فاصله خیلی کوتاهی ظرفیت پر می‌شه و تازه از قبل هم شلوغ‌تر می‌شه.

مردم نسبت به سال‌های قبلی خیلی بیشتر از ماشین شخصی استفاده می‌کنند و تمرکز بالای سیاسی، تجاری، صنعتی، بیمارستانی و دانشگاهی تهران هر سال افراد بیشتری را تشویق به مهاجرت می‌کنه، توسعه خیلی کند حمل و نقل عمومی هم مزید بر علت شده و باعث شده خیابان‌ها و اتوبان‌های تهران لبریز از ماشین شده و به حالت قفل برسند.

ترافیک در روزهای سرد سال یعنی پاییز و زمستان خیلی بیشتر از بهار و تابستان است. یک وقت‌های به‌خصوصی مثل مهر یا اسفند که عملاً قفل می‌شود. در وقتی مثل آبان‌ماه ۱۳۹۵ عبور از یک مسیر ۱۵ کیلومتری (مثل انقلاب تا سعادت آباد یا پونک تا هفت تیر) در زمان غروب، به طور میانگین یک ساعت و ده دقیقه زمان می‌بلعد. مسیری که در یک روز کم ترافیک تابستانی ۲۵ دقیقه وقت می‌خواهد. زمان تلف شده در ترافیک چنین مسیری گاهی به یک ساعت و چهل دقیقه هم می‌رسد.

از آنجا که بیشتر مردم در اوج ترافیک صبح گاهی به محل کارشان می‌روند و در اوج ترافیک عصر هم بر می‌گردند، میانگین زمان رفت و برگشت در مسیرهای معمول داخل تهران بیش از دو ساعت و گاهی اوقات تا سه ساعت هم می‌رسد. حالا برای نجات این زمان مفید راهی هست؟ آیا ترافیک قابل عادت کردن هست؟ گیرم که پشت فرمان سری به تلگرام
زدیم و چند تا پادکست یا آهنگ هم گوش دادیم ولی وقتی که به مقصد رسیدیم احساس خستگی نداریم؟ احساس نمی‌کنیم که ضرر زمانی خیلی بزرگی کرده‌ایم؟ نبود جای پارک و طرح‌های ترافیک و زوج یا فرد را هم اضافه کنید تا بفهمید رفت و برگشت بین خانه و محل کار چقدر زجر آور است.

سال‌هاست که در تهران از یک راه حل جایگزین برای غلبه بر مشکل ترافیک، نبود جای پارک، طرح ترافیک، طرح زوج یا فرد و حمل و نقل عمومی ضعیف استفاده می‌شود. این راه حل راه ساده‌ای نیست و توسط هر کسی قابل استفاده نیست. خطرات زیادی دارد و منتقدان اون خیلی زیاد هستند. استفاده کنندگان از این راه حل همیشه به چشم افراد خلاف قانون و آدم‌های کوچه خیابانی دیده می‌شوند. ولی وقتی راه دیگری نیست چه باید کرد؟

اسم این راه حل موتور سیلکت است. وسیله‌ای خطرناک و پر تصادف که نه حفاظتی در برابر گرما دارد نه حفاظتی در برابر سرما. اما در عوض یک مزیت عالی دارد و آن هم این است که کوچک است و از مسیرهای مختلف توانایی حرکت دارد. البته مزیت دیگری هم دارد آن هم ارزانی هشتاد درصدی نسبت به خودروهای بازار است. مزیت اول آنقدر
با‌ارزش است که بعضی مردم را تشویق به خرید موتور سیلکت هم قیمت ماشین می‌کند.

آیا می‌دانستید تعداد تقریبی ماشین‌ها و موتور سیکلت‌های تهران تقریباً با هم برابر است و از هر کدام سه تا چهار میلیون دستگاه در تهران وجود دارد؟

اگر روزی تصمیم گرفتید موتور سوار شوید قانون را رعایت کنید، خلاف جهت حرکت نکنید، چراغ قرمز رو رد نکنید، توی پیاده رو نرید، الکی گاز ندید، لای ماشین‌ها مارپیچ نرید، موتور نازنین‌تون را همیشه از لحاظ فنی سالم نگه دارید و همیشه کلاه ایمنی و لباس مناسب به تن داشته باشید.

اگر هم از ماشین استفاده می‌کنید حواستون به موتوری‌ها باشه. موتور وسیله کوچیکی است و بعضی وقت‌ها به سختی دیده می‌شه. تعادلش زود به هم می‌خوره و ترمز گرفتنش سخته. موتور سوار ها خیلی آسیب‌پذیر هستند چون حفاظی در طرفین اونها وجود نداره.

فراموش نکنید که همه موتوری‌ها خلاف قانون و بی‌ادب نیستند. کم نیستند موتوری‌های مؤدب و اهل رعایتی که قبل از خط عابر پیاده توقف کامل می‌کنند تا مردم بدون ترس و نگرانی با خیال راحت از عرض خیابان عبور کنند.

motor-savin
motor-savin

مطالب دو سایت hassas-computer.com وpedal.ir مرتبط با موتور هستند و خواندن اونها مفید است.

سایت bazreza.com اقدام به فروش اینترنتی موتور می‌کند ولی قبل از خرید حتماً راجع به اون تحقیق کنید.

بعد از خرید موتور و قبل از صدور سند باید اقدام به تهیه بیمه کنید. تصور عمومی اینه که بیمه موتور در شرکت‌های مختلف تفاوت زیادی با هم داره. ولی این‌طور نیست. قیمت بیمه برای یک موتور ۱۲۵ سی سی بین ۲۷۳ تا ۲۸۵ در بیمه‌های مختلف است (ابتدای آبان ۱۳۹۵). البته بعضی بیمه‌ها مثل بیمه رازی با موتور سر و کار بیشتری دارند.

Comments

  1. سامان

    من اینجا، در شهرستان، ساعت ۲:۳۰ تعطیل می شوم و قبل از ۳ خانه هستم و تا ساعت ۴ ناهارم رو میخورم و استراحتی می کنم تا بعدش به کارهام برسم.
    تو شهرستان انگار شبانه روز ۳۹ ساعته!

    1. Post
      Author
      Afshar Mohebbi

      زمان سربازی یک سال و نیم خرم آباد بودم. هر کار می‌کردم بازم وقت اضافه می‌آوردم. اونجا زمان تحت تسلطم بود ولی اینجا زمان حاکم بی چون و چرای زندگی شده! توی خرم آباد پادگان می‌رفتم، صبحانه می‌خوردیم. والیبال بازی می‌کردیم، جام شطرنج بر پا می‌کردیم، سری به دوستان می‌زدیم و داخل شهر هم گشتی می‌زدیم تازه ساعت ۵ بعد از ظهر هم نشده بود!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *