«کپیلفت» یا «سهوتالیف» مفهومی است که برای توضیح رفتار اجازهنامه (مجوز، پروانه، License)های دنیای نرم افزارها (و متون) آزاد/کدباز به کار میرود. مجوز GNU GPL و GNU FDL دو مثال معروف از اجازهنامههای «کپیلفت» هستند.
عبارت کپیلفت برای نخستین بار در دهه ۱۹۷۰ میلادی (دهه ۱۳۵۰ شمسی) در تقابل با مفهوم «کپیرایت» (حق مولف) به کار برده شد. طرفداران سهو تالیف (کپیلفت) میخواستند با برعکس کردن حرف انگلیسی «C» در علامت حق مولف «©» و عوض کردن واژه right در Copyright با کلمه left به همه بگویند که با انحصاری شدن نرم افزارها از طریق قانون حق مولف (Copyright) مخالف هستند (در اینجا از right به معنی راست و از left به معنی چپ استفاده شده).
«سهو تالیف» یا کپیلفت (Copyleft) به طور دقیقتر به آن دسته از اجازهنامه (License)هایی اطلاق میگردد که استفاده کننده، تغییر دهنده یا برنامه نویس را مجاز به داشتن سورس کد برنامه (یا نسخه «شفاف» منابع متنی در مورد اجازهنامه GFDL)، اعمال کردن هر نوع تغییر در آن و انتشار مجدد آن میداند به شرطی که نسخه دوباره منتشر شده هم تحت همان اجازهنامه یا دیگر اجازهنامههای آزاد سازگار بااجازهنامه اولیه منتشر شود.
این قاعده این اطمینان را به دست میدهد که هیچ شخصی یا شرکت واسطی نتواند نرم افزارهای (و متون) آزاد/کدباز را حتی اگر خودش در آن اصلاحاتی انجام داده باشد به صورت انحصاری در آورد. یکی از معروفترین و قدیمیترین مواردی که یک شرکت طی آن به خاطر فقدان اجازهنامههای کپیلفت موفق به انحصاری کردن یک نرم افزار شده بود مورد معروف شرکت Symbolics و ریچارد استالمن است. ریچارد استالمن در دهه ۷۰ یک مفسر LISP را به صورت کدباز برای شرکت Symbolics نوشت. شرکت Symbolics هم از آن استفاده کرد و بعد از مدتی اصلاحاتی در آن اعمال کرد ولی وقتی که استالمن نسخه اصلاح شده نرم افزاری که خود برای آنها نوشته بود را از شرکت Symbolics خواست آنها به سادگی هر چه تمامتر از دادن کد منبع نرم افزار به او خودداری کردند! چون اعتقاد داشتند که این سورس از این به بعد متعلق به شرکت Symbolics است.
فرهنگ سهو تالیف (Copyleft) را در فرهنگ خودمان (ایران) میتوان با فرهنگ «وقف» شبیه دانست. ایرانیهای قدیم (و جدید) برای آمرزش روح درگذشتگان و کمک به هم نوعان خود، املاک خود یا آنهایی را که به همین منظور میساختند شامل خانه، مسجد، حسینیه، مدرسه، حمام، باغ و… را «وقف» میکردند به این معنی که مالکیت آن ملک یا وسیله (وسایل مجالس عزا، عروسی، روضه، مراسمات محرم و عاشورا و…) از مالکیت شخص و ورثه آن خارج شده و به مالکیت عمومی در میآمد. در حال حاضر مدیریت و صیانت این «اوقاف» بر عهده اداره اوقاف و در قدیمترها به عهده معتمدین محلی، حاکمین شهرها و روحانیون منطقه قرار داشته و دارد. در مورد وقف همچون اجازهنامههای سهو تالیف (Copyleft) هیچکس حق ندارد اموال و املاک وقفی که یک بار وقف شده را به تصرف خودش درآورد.
این واقعیت را نباید فراموش کرد که سهو تالیف (Copyleft) از لحاظ حقوقی و قانونی نوعی استفاده خلاقانه از قانون حق تالیف (Copyright) است. سهو تالیف (Copyleft) با استفاده از قانون حق تالیف (Copyright) است که افراد را مجبور به حفظ مجوز سهو تالیف (Copyleft) در نسخههای تغییر یافته و نیافته بعدی میکند. دقت کنید که سهو تالیف (Copyleft) به معنی نداشتن حق تالیف (Copyright) نیست و این قانون کپیرایت است که از کپیلفت حفاظت میکند!
بیشتر اجازهنامههای مورد استفاده در نرم افزارهای آزاد/متنباز از نوع سهو تالیف (Copyleft) هستند از جمله GNU GPL،Creative Commons، GNU Free Documentation License و GNU LGPL. یکی معروفترین استثنائات این موضوع اجازهنامه BSD است که سهو تالیف (کپیلفت) نیست و به افراد این اجازه را میدهد که کد منبع نرم افزارهای کدباز را بعد از تغییرات (یا شاید هم بدون تغییرات) به مالکیت شخصی خود درآورده یا مجددا با اجازهنامههای سهو تالیفی (Copyleft) مثل GPL منتشر کنند.