یکی از مشکلاتی که همیشه به عنوان یک مهندس نرمافزار در شرکتهای مختلف داشتهام مبارزه با خلاقیت کور، خلاقیت افسار گسیخته یا خلاقیت بیپایه بوده است. امروز بعد از بحثی که در رابطه با «رفتار بر اساس اصول در برابر خلاقیتگرایی» در شرکت داشتیم به ذهنم رسید که کمی بیشتر راجع به آن فکر کنم:
در عین حالی که ارزش خیلی زیادی برای خلاقیت و نوآوری دارم اما متاسفانه میبینم که در ایران از این واژه مثل خیلی واژههای دیگر سو برداشت شده. در نظر خیلی از ایرانیها خلاقیت چیزی است که میشود بدون داشتن نظم، سواد، مطالعه و مهارت، محصولات و ابزارهای خارقالعاده تولید کرد. از آنجا که میگویند یک عکس گویاتر از چند صد کلمه است، پس لطفاً به عکسهای زیر دقت کنید. البته پیاپیش از رک بودن، سیاه نمایی و خلاف عرف بودن بعضی عکسها عذر خوهی میکنم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.





















