2012/03/31

‫سعی در فهم VoIP

POTS
سیستم‌های تلفنی سنتی. گاهی اوقات هم PSTN نامیده می‌شود.

FXS
در سیستم‌های تلفن سنتی (POTS) به پریز دیواری گفته می‌شود.

FXO
در سیستم‌های تلفن سنتی (POTS) به سوکتی گفته می‌شود که روی تلفن وجود دارد و خط تلفن به آن وصل می‌شود.

PBX
در ایران به آن سانترال یا تلفن داخلی گفته می‌شود. یک PBX هم FXS دارد هم FXO.

FXO Gateway
به Gateway گفته می‌شود که خطوط تلفن سنتی را به سیستم تلفنی مبتنی بر IP متصل می‌کند. مودم‌های معمولی کامپیوترها که برای اینترنت Dial Up استفاده می‌شدند را با شرط و شروطی می‌توان به جای یک FXO استفاده کرد. اما به دردسر آن نمی‌ارزد.

FXS Gateway
به Gateway گفته می‌شود که تلفن‌های سنتی را به به سیستم تلفنی مبتنی بر IP متصل می‌کند.

FXS Adapter
مشابه FXS Gateway است اما برای فقط یک خط استفاده می‌شود در حالی که Gateway در مقیاس بزرگتری استفاده می‌شود و برای اتصال همه خطوط یک سانترال عمل می‌کند. نام دیگر FXS Adapter همان ATA است.

SIP
نام یکی از پروتکل‌های مهم VoIP است.

IVR
در ایران به آن تلفن گویا گفته می‌شود. مشابه تلفن بانک است.

VoIP Provider
در برخی کشورهای دیگر مثل آمریکا به شرکت‌هایی گفته می‌شود که به مردم سرویس VoIP می‌دهند. به نظر می‌رسد که آنها یک شماره VoIP به مشترک خود اختصاص می‌دهند و مشترک هم می‌توانند با دیگران مشترکین حتی در فواصل بسیار دور هم با هزینه کم صحبت نماید.

Asterisk و 3CX
نام دو تا از VoIP Serverهای معروف است. اولی کد باز و رایگان است و مخصوص لینوکس. دومی پولی است و مخصوص ویندوز

VoIP در بعضی کشورها مثل امارات ممنوع است. نمی‌دانم وضعیت در ایران چطور است. مثلا آیا پروتکل‌های مربوطه باز است یا بسته.


منابع:
  • http://www.3cx.com/PBX/FXS-FXO.html
  • http://en.wikipedia.org/wiki/Comparison_of_VoIP_software
  • http://en.wikipedia.org/wiki/Voice_over_IP




2012/03/29

چرا از فناپ استعفا دادم؟


با خودم قرار گذاشته بودم هر وقت که از هر شرکتی بیرون آمدم نقدی منصفانه از آنجا داشته باشم تا بلکه به درد بقیه دوستان هم بخورد. این کار را قبلاً در مورد فراکنش و پرشیا شبکه انجام داده بودم و حالا می‌خواهم نقدی داشته باشم بر ۸ ماه کار تمام وقت در فناپ و مسائلی که منجر به استعفای من شد. قبل از هر چیز باید ذکر کنم که اواخر کار من در فناپ و نحوه قطع همکاری با فناپ و حتی مسائل بعد از آن به صورت ناخوشایندی اتفاق افتادند و این قطعاً موجب شده نتوانم در این نقادی آنقدر که باید منصف و بیطرف باشم. از طرف دیگر فناپ و زیر مجموعه‌های آن خیلی بزرگ هستند و این درست نیست که کسی صرفاً با تکیه به نظرات من راجع به کلیت فناپ قضاوت مثبت یا منفی داشته باشد. پس سعی می‌کنم حتی‌المقدور سربسته و کمرنگ بنویسم. اگر کسی واقعاً نیاز به اطلاعات دقیق‌تری نیاز داشت با ایمیل من تماس بگیرد.


فناپ یک شرکت بزرگ در زمینه نرم‌افزارهای بانکی و غیر بانکی، شبکه و دیگر امور فنی است. عمده معروفیت فناپ در دنیای تجاری به خاطر توان انجام پروژه آن در حوزه ICT و در دنیای برنامه‌نویس‌ها به خاطر تیم جاوایی Core Banking آن (تیمی که وظیفه نوشتن و نگهداری از معروف‌ترین نرم‌افزار فناپ یعنی نرم‌افزار بانکی آن را بر عهده دارد) و غلظت آکادمیک مدیران و کارمندان آن است (بسیاری از مدیران و کارمندان فناپ فارغ‌التحصیلان ممتاز دانشگاه‌های برتر کشور از جمله شریف و تهران هستند). فناپ متعلق به بانک پاسارگاد است و در دو ساختمان اصلی مطهری و میرداماد مستقر است. فناپ دارای واحدهای داخلی و شرکت‌های اقماری متعددی است. فناپ را (در زمینه Business) با همین سابقه کم می‌توان رقیب و هم تراز شرکت‌های معروفی مثل خدمات انفورماتیک، داده پردازی و کیش ویر دانست.


اواخر کار در شرکت قبلی پیشنهاد همکاری با فناپ را از یکی از دوستان قدیمی دریافت کرده بودم. اهدافم از کار در فناپ عبارت بودند از:

۱- همکاری در پروژه‌های خیلی بزرگ (Enterprise) و هیجان ناشی از آن.
۲- ارتقا شغلی و افزایش قدرت مدیریتی چه در سطوح انتخاب و چینش تیم، چه در سطوح انتخاب روش و فناوری و چه در بقیه سطوح.
۳- ماندگاری چند ساله، تمرکز طولانی مدت بر روی یک نوع کار مشخص و مزایای شغلی بهتر.
۴- افزایش رضایت شغلی ناشی از کار با افراد حرفه‌ای، با تجربه و به روز در زمینه توسعه نرم‌افزار.
۵- خوش رزومه بودن فناپ

در اثر همین تصورات، اوایل شروع کار در فناپ انگیزه خیلی شدیدی برای کار داشتم اما به دلایلی که در ادامه به آنها خواهم پرداخت این انگیزه‌ها آرام آرام از بین رفتند و کم کم جایشان را به ضد انگیزه‌هایی دادند که تحمل هر ساعت حضور در فناپ را برای من عذاب‌آور کرده بود.


از مهم‌ترین عواملی که باعث نارضایتی من از فناپ شده بود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- بی‌نظمی و کم تعهدی در امور قرارداد، پرداخت‌ها، بیمه و…
۲- عدم برداشت یکسان از مفاهیم اصلی مثل برنامه‌نویسی، فناوری، تست و…
۳- عدم امکان استفاده صحیح از تجارب شخصی در برنامه‌نویسی و مدیریت پروژه.
۴- محیط بسیار پر نویز و نا آرام که به شدت کارایی تیم برنامه‌نویسی را پایین آورده بود.
۵- جو نیروی انسانی بیشتر گرایش داشت به رفتارهای رایج در ادارات دولتی تا شرکت‌های خصوصی.
۶- نوسانات در اولویت کارها.
۷- مدیرانی که همیشه در جلسه بودند و امکان صحبت با آنها به سختی فراهم می‌شد.
۸- فشار غیر معمول در ساعات شروع و پایان کار و موارد مشابه.
۹- میل شخصی خودم نسبت به راه اندازی Business جدیدی که گرداننده و مالک آن خودم باشم.

مسلماً مدیران فناپ هم توضیحاتی برای این مسائل داشتند. اول این که تیمی که من با آنها کار می‌کردم علیرغم استقرار در ساختمان فناپ، یک شرکت زیر مجموعه فناپ محسوب می‌شد. به عبارت دیگر از لحاظ حقوقی من کارمند یکی از شرکت‌های اقماری فناپ بودم نه کارمند خود فناپ. به نظر مدیران فناپ، عمده شکایات من مربوط می‌شد به این که شرکت اقماری فوق‌الذکر در حال انحلال و جذب در خود فناپ بود و کارهای اداری و بوروکراسی ناشی از آن باعث این همه تاخیر، بی‌نظمی و نارضایتی شده بود. دوم این که فناپی‌ها همیشه مدعی بودند که شرایط بد مورد ذکر من دائمی نیست و باید به چشم یک دوره گذار به آن نگاه کرد.


حالا (فروردین ۱۳۹۱) که این مطلب را می‌نویسم بیش از سه ماه از خروج من از فناپ گذشته است. طی این مدت منتظر تسویه حساب کامل بودم تا بتوانم نظری کلی راجع به روند همکاری با فناپ داشته باشم. همکاری با فناپ با همه مشکلاتی که برای شخص من و طبیعتاً مدیران من داشت، اما تجارب جالب و دوستان خوبی هم به همراه داشت. همینجا از همه دوستانم در فناپ، از جمله مجید، امیر علی (عباس)، مسعود، خانم قیصری، رضا، کیکاووس (علیرضا)، مهدی، داوود، آرش و بقیه به خاطر تحمل رفتارهای شاکیانه من در چند هفته آخر عذرخواهی کرده و روزهای خوبی را برای آنها آرزو دارم.

بعد از فناپ در هیچ شرکت دیگری استخدام نشدم بلکه کار جدید خودم را با همکاری تعدادی از دوستان جدید و پر انگیزه و راه اندازی «فردا پرداز» شروع کردم. برای کسب اطلاعات بیشتر به وب سایت پایسا (پایدار سامانه افزار)، وبلاگ رسمی آن یا دیگر وبلاگ‌های آن از جمله وبلاگ پلیکان مراجعه کنید.