کنفرانس پایتون ۲۰۱۷

چهارمین کنفرانس پایتون یا همان پایکان ۲۰۱۷ در بهمن ۱۳۹۵ در دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار شد. با این که پایتون از جمله زبان‌های برنامه‌نویسی پر استفاده در ایران مثل Java و C# و PHP نیست اما تعداد افراد شرکت کننده در کنفرانس قابل توجه بود. حدود ۵۰۰ نفر در این کنفرانس شرکت کرده بودند. درست است که پایتون یک زبان دانشگاهی است و در دانشگاه‌هایی از جمله همین دانشگاه علم و صنعت به طور رسمی تدریس می‌شود و تعداد قابل از توجهی از شرکت کنندگان دانشجو بودند یا مقاصد آکادمیک داشتند اما باز هم رقم ۷۰۰ نفر رقم قابل توجهی است. در یکی از کارگاه‌ها که مختص Django (فریمورک وب مخصوص پایتون) بود حدود ۷۰ نفر شرکت داشتند که بیشتر آن‌ها آشنایی قبلی با جانگو داشتند و حدود ۲۰ درصد تجربه کار تجاری واقعی با جانگو داشتند. اگر این آمار را در کنار جلسات همیشگی پایتون‌کاران که در حاشیه تهلاگ برگزار می‌شود بگذاریم متوجه می‌شویم که پایتون هم جامعه کاربری خاص خودش را در ایران داشته و می‌توان برای جذب برنامه‌نویس روی اون حساب باز کرد.

 

در حاشیه کنفرانس چند شرکت به شکل نمایشگاه حضور داشتند که پلتفرم توسعه آن‌ها اکثراً پایتون بود از جمله ترب. تعداد شرکت‌های پایتون/جانگو فعلاً با تعداد شرکت‌های دات‌نتی یا جاوایی قابل مقایسه نیست ولی همین هم امید بخش است. امید بخش از این لحاظ که تشکیل تیم بر اساس پایتون غیر ممکن نیست و می‌توان روی پیدا کردن برنامه‌نویس مناسب پایتون حساب باز کرد.

 

هر چند که پایتون/جانگو روی ویندوز هم اجرا می‌شود ولی این لینوکس است که با پایتون پیوند خاصی دارد. این پیوند باعث شده که بین گروه کاربران لینوکس و گروه کاربران پایتون افراد مشترک زیادی وجود داشته باشد. پایتون به طور مادرزاد روی اوبونتو موجود است.

pycon2017

در افتتاحیه کنفرانس این حس به من دست داد که جامعه آکادمیک (استاد و دانشجو) چقدر با بازار کار متفاوت است و چقدر از جامعه واقعی فاصله دارد. در حالی که جامعه امروزی از مسائلی مثل ترافیک، در دسترس نبودن آموزش واقعی برای عموم، نرخ بالای بیکاری، نیروی کار غیر ماهر، هدایت تحصیلی غلط و پایین بودن میزان بهره‌مندی عموم جامعه از مزایای IT رنج می‌برد، جامعه آکادمیک به deep learning و رایانش نرم و سیستم‌های چند عامله فکر می‌کند و پایان‌نامه‌هایش در مورد موضوعاتی است که به ندرت در بازار IT داخل ایران استفاده می‌شود. شاید به همین دلیل است که فارغ التحصیلات دانشگاه‌های ما یک در میان راهی غرب می‌شوند یا اینکه برنامه‌نویسان ما برنامه‌نویسی را از جایی غیر از دانشگاه یاد گرفته‌اند. واقعاً خنده‌دار نیست که ما تولید کننده ماهواره هستیم ولی نمی‌توانیم هواپیماهای مسافربری ساده خودمان را تعمیر و راهبری کنیم؟ واقعاً دردناک نیست که در مجامع علمی راجع به الگوریتم‌های پیچیده پردازش موازی و پردازش تصویر صحبت می‌کنیم ولی خیلی از مردم ایران دانش کافی برای استفاده از یک اینترنت بانک خیلی ساده ندارند؟ با وجود همه انتقادات باز هم خوب است که کنفرانس امروز خیلی کاربردی بود. یک سری از کارگاه‌ها برای آشنایی با پایتون بود، یک سری هم برای کاربردهای معمول پایتون مثل بهینه‌سازی جانگو و البته یک سری کارگاه در رابطه با هوش مصنوعی هم وجود داشت.

 

در حاشیه این کنفرانس علاوه بر ترب (جستجوی محصولات از فروشگاه‌ها)، با همپاشو (پیدا کردن همسفر)، ایده نگاران بینا (جستجوگر هوشمند خبری) و مکتب شریف (آموزش برنامه‌نویسی به شرط استخدام) هم آشنا شدم.

 

پی‌نوشت: بعد از حدود بیست سال دوباره به دانشگاه علم و صنعت رفتم، دکتر جاهد یکی از اساتید قدیمی و دکتر رحمانی یکی از اساتید جدید را ملاقات کردم. دانشکده جدید کامپیوتر را دیدم، قدمی در محوطه دانشگاه زدم، محوطه خوابگاه‌ها و پارک حسرت را از بالای استادیوم فوتبال دیدم و سری به دانشکده‌های علوم پایه زدم. حسی ترکیبی از مرور خاطرات ناخوشایند گذشته و آرامش فضای دانشگاه به من دست داد. از کنار کافه تریا رد شدم و طعم همبرگر و بوی سیگار در ذهنم تداعی شد. عجیب بود که خیلی از ساختمان‌ها و گوشه کنارهای دانشگاه عیناً مثل همان بیست قبل بودند و کوچک‌ترین تغییری نکرده نبودند.

به روز رسانی: من در کارگاه تست نفوذ پذیری در پایتون و مباحث پیشرفته در جانگو شرکت کردم. کارگاه مستند سازی در کد هم مورد علاقه‌ام بود که cancel شد. کیفیت کلی کارگاه‌ها از این لحاظ که جمعیت شرکت کننده خیلی زیاد بود، کلاس‌ها خیلی کوچک و صندلی‌ها به هم چسبیده بود در حدی که بعضی‌ها به خاطر نبود جا نتوانستند در کارگاه‌ها باشند، نا مناسب بود. البته کارگاه که میگم خیلی درست نیست چون کارگاه‌ها وجه اشتراک زیادی هم با ارائه داشتند. کارگاه تست نفوذ پذیری راجع به معرفی یک ابزار تست نفوذ پذیری در پایتون و روش کد نویسی با آن ماژول بود. ارائه مباحث پیشرفته در جانگو توسط مدیر فنی ترب انجام شد. بیشتر مربوط بود به بهینه سازی استفاده از دیتابیس در جانگو از لحاظ سرعت و کارایی و فکر می‌کنم بیشتر مربوط بود به تجربیات عملی در وب سایت ترب. من از دو کارگاهی که شرکت کرده بودم راضی بودم هر چند که هدف من بیشتر آشنایی با جامعه کاربری پایتون و جانگو و سنجش کمیت و کیفیت اون بود.

عادت نکردن

خودمان را به زور عادت می‌دهیم که عادت نکنیم. به Browserها عادت نکنیم و هر وقت لازم شد از Firefox به Chrome سویچ کنیم. به OSها عادت نکنیم و از ویندوز به لینوکس و از لینوکس به ویندوز مهاجرت کنیم. حتی اگر لازم شد روزها با لینوکس و شب‌ها با ویندوز کار کنیم. به IDEها عادت نکنیم، یک وقت‌هایی از Visual Studio full version و یک وقت‌هایی از Sublime و VS Code و بعضی وقت‌ها هم از Notepad استفاده کنیم. به پلتفرم‌ها عادت نکنیم، بعضی وقت‌ها با ASP.NET توسعه بدهیم و بعضی وقت‌ها با ASP.NET Core و بعضی وقت‌های دیگر با جانگو و ریلز و حتی اسکالا.

 

به آدم‌ها عادت نکنیم، امروز با این دوست باشیم و دل نبندیم و فردا روزی که این دوستمون ویزای Permanent Resident دستش رسید و ارتباطمون محدود شد به فقط اینترنت، دوست دیگه‌ای پیدا کنیم. به شرکت‌ها عادت نکنیم، امروز در شرکت «نرم‌افزار گستران» باشیم و فردا به شرکت «برنامه نویسان قرن ۲۱» برویم چون که خود شرکت‌ها هم مدام در حال عادت نکردن هستند. به مشتری‌ها عادت نکنیم.امروز با مشتری «الف» کار کنیم و فردا که «الف» حوزه کاری‌اش را عوض کرد و به صنف واردات/صادرات رفت به دنبال مشتری جدیدی بگردیم که ایده استارتاپی‌اش خواب آرام را ازش گرفته.

©عکاس: میلاد فکوریان/ منبع عکس رنگیتر
©عکاس: میلاد فکوریان/ منبع عکس رنگیتر

عادت نکنیم به هزار چیز خوب و بد دیگر. درست است که زور زدن به عادت نکردن باعث می‌شود که آرامش روحی از دست برود. ولی خوب هر چه که به این دنیا نگاه می‌کنم می‌بینم که این دنیا، دنیای عادت نکردن است، دنیای تغییر دائم است. هیچ می‌دانستید که چند سال قبل (دقیقاً سیصد میلیون سال قبل) بخش‌های مختلف ایران امروزی جزیی از قاره‌های دیگر بودند و هزاران کیلومتر از هم فاصله داشتند و تهران بندری در ساحل اقیانوس بوده و اصفهان و شیراز پنج هزار کیلومتر با هم فاصله داشتند؟ می‌بینید که حتی وضعیت جغرافیایی هم مدام در حال تغییر است. بنا به همین موضوع است که عادت نکردن هارمونی بیشتری با جهان اطراف ما دارد هر چند که سخت باشد. شاید در همین راستا باشد که چارلز داروین دوست عزیز و شجاعمان می‌گوید It is not the strongest of the species that survive, nor the most intelligent, but the one most responsive to change.

 

حالا که این همه راجع به تغییر فکر کردید، شما را به نژاد و مذهب‌تان قسم می‌دهم که اگر در کار توسعه نرم‌افزار و IT و به طور کلی تکنولوژی هستید کمی challenge برای خودتان درست کنید و چیزهای جدید را امتحان کنید. خصوصاً اگر اهل ویندوز و دات‌نت هستید کمی هم تلاش کنید تا لینوکس، جانگو، ریلز، نود و حتی php و جاوا یاد بگیرید. آماده تغییر باشید در غیر این صورت غافل گیر می‌شوید. یک دفعه یک نفر پنیر شما را می‌دزد و اون وقت پشیمانی فایده‌ای ندارد. موتوا قبل ان تموتوا.

 

پینوشت ۱: دیشب هارد لپ‌تاپ ام به طور قطعی از کار افتاد و من در فکرم که فقط هاردش رو عوض کنم یا اینکه کلاً یک لپ تاپ جدید بخرم. خود لپ‌تاپ با اینکه spec خوبی داره و ظاهرش سالمه ولی پنج ساله که کار می‌کنه و به نوعی کهنه به حساب میاد.

 

پینوشت ۲: در طول یکی دو سال اخیر با تعداد قابل توجهی آدم و گروه مختلف صحبت کردم که مزایای استفاده از پلتفرم‌های سبک‌تر و به روز تر در توسعه نرم‌افزار را قبول دارند ولی ترس از کمبود برنامه‌نویس در پلتفرم مورد نظر آن‌ها را مجبور کرده در همان دات‌نت (یک زمانی دلفی و VB6 و فاکس پرو) بمانند و هیچ تغییری در پلتفرم جاری ندهند. جالبه که همین برنامه‌نویس‌های «غیر قابل تغییر» مدعی ایران خودرو و سایپا می‌شوند که چرا پنجاه ساله که فقط پیکان و پژو و پراید تولید می‌کنند.