‫مایکروسافت با بنیاد کدپلکس کدبازتر می‌شود!

همان طور که می‌شد حدس زد مایکروسافت بعد از راه‌اندازی سایت نگهداری پروژه‌های کدباز کدپلکس (codeplex.com)، در حرکتی دیگر با تاسیس بنیاد کدپلکس (codeplex.org) یک گام دیگر به سوی نهضت کدباز برداشت. هدف بنیاد کدپلکس ارتباط دادن جوامع کدباز و شرکت‌های تجاری است. قرار است شرکت‌های تجاری از این طریق یاد بگیرند و عادت کنند از پروژه‌های کدباز در برنامه‌هایشان استفاده کنند و قرار است جوامع و تیم‌های کدباز هم از همین طریق منافعی کسب کنند. بنیاد کدپلکس (codeplex.org) چیزی جدا از سایت کدپلکس (codeplex.com) است. هدف سایت کدپلکس (codeplex.com) تنها نگهداری پروژه‌های کدباز (سورس، اسناد، issue tracking و…) است.
به نظر می‌رسد بنیاد کدپلکس (codeplex.org) از سر تجربه استفاده از jQuery در ASP.NET MVC و دیگر محصولات مایکروسافت به وجود آمده باشد. مایکروسافت در اوایل مهر ۱۳۸۷ تصمیم گرفت برای اولین بار از یک پروژه کدباز غیر مایکروسافتی به طور کاملا دست نخورده استفاده کند و همچنین به طور غیر تجاری در بهبود آن کمک کند.

چه کسانی پشت بنیاد کدپلکس هستند؟
در این بنیاد دو گروه آدم را می‌توان یافت، دسته اول هیئت مدیره (Board of Directors) و دسته دوم هیئت مشاوره (Advisory Board). در هر دو هیئت آدم‌های معروف و جالبی را می‌توان پیدا کرد. در هیئت مدیره: «سام رامجی» کسی که می‌خواهد (می‌خواسته) Microsoft Linux را منتشر کند! «میگوئل ایکازا» کارمند ناول، خالق میز کار گنوم، توسعه دهنده مونو و موون‌لایت، برنده جایزه نرم‌افزار آزاد از بنیاد نرم‌افزار آزاد (fsf) در سال ۱۹۹۹، «شان واکر» معروف خالق یکی از اولین پروژه‌های فراگیر کدباز مایکروسافتی یعنی DotNetNuke و «مارک استون» ار کارمندان قدیمی سورس فورژ! چیزی که تقریباٌ در همه اعضای هیئت مدیره مشترک است تجربه آنها در لینوکس، آپاچی و دیگر حوزه‌های کدباز غیر مایکروسافتی است. به نظر می‌آید مایکروسافت با جمع کردن این افراد می‌خواهد جبهه جدیدی را در جنبش کدباز بگشاید. در هیئت مشاوره هم آدم‌های معروفی از مایکروسافت و دیگر جاها عضویت دارند. از جمله «لری آگوستین» از دست‌اندرکاران پروژه کدباز ولی ظاهراً پولی SugarCRM، «سارا فورد» که ظاهراً دستی هم در l10n و i18n دارد، «اسکات هنزلمن» که در یکی از نوشته‌هایش نشان داده چقدر از ابزارهای کدباز استفاده می‌کند و به آنها علاقه دارد و نهایتاً «فیل هک».

پ. ن. ۱: اگر شما هم مثل من خیلی به بنیاد کدپلکس علاقه پیدا کرده‌اید خیلی عجله نکنید چون این بنیاد دقیقا دو روز پیش (۱۹ شهریور ۱۳۸۸) تاسیس شده و هنوز خیلی از قسمت‌ها به سایتش اضافه نشده. حتماً بعداً هم به سایت سر بزنید.
پ. ن. ۲: بنیاد کدپلکس در تعدادی کنفرانس هم شرکت دارد از جمله: O’Reilly Conferences، ApacheCon US 2009 و OPENSOURCE BUSINESS CONFERENCE.
پ. ن. ۳: به نظرات نوشته شده در انتهای مطلب «اسکات هنزلمن» درباره بنیاد کدپلکس نگاهی بیندازید. پر است از بحث مخالفان و موافقان بنیاد کدپلکس و مایکروسافت.

پیوندها:
اصل خبر در وبلاگ «اسکات هنزلمن»
پایگاه بنیاد کدپلکس
فهرست اعضای هیئت مدیره
ویدیوهای مربوط به بنیاد کدپلکس

‫کپی‌لفت (Copyleft) چیست؟

‫علامت «کپی‌لفت» با حرف C برعکس   «کپی‌لفت» یا «سهوتالیف» مفهومی است که برای توضیح رفتار اجازه‌نامه (مجوز، پروانه، License)های دنیای نرم افزارها (و متون) آزاد/کدباز به کار می‌رود. مجوز GNU GPL و GNU FDL دو مثال معروف از اجازه‌نامه‌‌های «کپی‌لفت» هستند.

عبارت کپی‌لفت برای نخستین بار در دهه ۱۹۷۰ میلادی (دهه ۱۳۵۰ شمسی) در تقابل با مفهوم «کپی‌رایت» (حق مولف) به کار برده شد. طرفداران سهو تالیف (کپی‌لفت) می‌خواستند با برعکس کردن حرف انگلیسی «C» در علامت حق مولف «©» و عوض کردن واژه right در Copyright با کلمه left به همه بگویند که با انحصاری شدن نرم افزارها از طریق قانون حق مولف (Copyright) مخالف هستند (در اینجا از right به معنی راست و از left به معنی چپ استفاده شده).

«سهو تالیف» یا کپی‌لفت (Copyleft) به طور دقیق‌تر به آن دسته از اجازه‌نامه (License)هایی اطلاق می‌گردد که استفاده کننده، تغییر دهنده یا برنامه نویس را مجاز به داشتن سورس کد برنامه (یا نسخه «شفاف» منابع متنی در مورد اجازه‌نامه GFDL)، اعمال کردن هر نوع تغییر در آن و انتشار مجدد آن می‌داند به شرطی که نسخه دوباره منتشر شده هم تحت همان اجازه‌نامه یا دیگر اجازه‌نامه‌های آزاد سازگار بااجازه‌نامه اولیه منتشر شود.

این قاعده این اطمینان را به دست می‌دهد که هیچ شخصی یا شرکت واسطی نتواند نرم افزارهای (و متون) آزاد/کدباز را حتی اگر خودش در آن اصلاحاتی انجام داده باشد به صورت انحصاری در آورد. یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین مواردی که یک شرکت طی آن به خاطر فقدان اجازه‌نامه‌های کپی‌لفت موفق به انحصاری کردن یک نرم افزار شده بود مورد معروف شرکت Symbolics و ریچارد استالمن است. ریچارد استالمن در دهه ۷۰ یک مفسر LISP را به صورت کدباز برای شرکت Symbolics نوشت. شرکت Symbolics هم از آن استفاده کرد و بعد از مدتی اصلاحاتی در آن اعمال کرد ولی وقتی که استالمن نسخه اصلاح شده نرم افزاری که خود برای آنها نوشته بود را از شرکت Symbolics خواست آنها به سادگی هر چه تمام‌تر از دادن کد منبع نرم افزار به او خودداری کردند! چون اعتقاد داشتند که این سورس از این به بعد متعلق به شرکت Symbolics است.

فرهنگ سهو تالیف (Copyleft) را در فرهنگ خودمان (ایران) می‌توان با فرهنگ «وقف» شبیه دانست. ایرانی‌های قدیم (و جدید) برای آمرزش روح درگذشتگان و کمک به هم نوعان خود، املاک خود یا آنهایی را که به همین منظور می‌ساختند شامل خانه، مسجد، حسینیه، مدرسه، حمام، باغ و… را «وقف» می‌کردند به این معنی که مالکیت آن ملک یا وسیله (وسایل مجالس عزا، عروسی، روضه، مراسمات محرم و عاشورا و…) از مالکیت شخص و ورثه آن خارج شده و به مالکیت عمومی در می‌آمد. در حال حاضر مدیریت و صیانت این «اوقاف» بر عهده اداره اوقاف و در قدیم‌ترها به عهده معتمدین محلی، حاکمین شهرها و روحانیون منطقه قرار داشته و دارد. در مورد وقف همچون اجازه‌نامه‌های سهو تالیف (Copyleft) هیچکس حق ندارد اموال و املاک وقفی که یک بار وقف شده را به تصرف خودش درآورد.

این واقعیت را نباید فراموش کرد که سهو تالیف (Copyleft) از لحاظ حقوقی و قانونی نوعی استفاده خلاقانه از قانون حق تالیف (Copyright) است. سهو تالیف (Copyleft) با استفاده از قانون حق تالیف (Copyright) است که افراد را مجبور به حفظ مجوز سهو تالیف (Copyleft) در نسخه‌های تغییر یافته و نیافته بعدی می‌کند. دقت کنید که سهو تالیف (Copyleft) به معنی نداشتن حق تالیف (Copyright) نیست و این قانون کپی‌رایت است که از کپی‌لفت حفاظت می‌کند!

بیشتر اجازه‌نامه‌های مورد استفاده در نرم افزارهای آزاد/متن‌باز از نوع سهو تالیف (Copyleft) هستند از جمله GNU GPL،Creative Commons، GNU Free Documentation License و GNU LGPL. یکی معروف‌ترین استثنائات این موضوع اجازه‌نامه BSD است که سهو تالیف (کپی‌لفت) نیست و به افراد این اجازه را می‌دهد که کد منبع نرم افزارهای کدباز را بعد از تغییرات (یا شاید هم بدون تغییرات) به مالکیت شخصی خود درآورده یا مجددا با اجازه‌نامه‌های سهو تالیفی (Copyleft) مثل GPL منتشر کنند.

منابع
۱- ویکی‌پدیا
۲- گنو