خرابی‌های انتشاری سخت‌افزاری

چه کسی باور می‌کند که خرابی یک پاور باعث خرابی Mainborad خودش و Power و Mainborad کامپیوتر دیگری بشود؟ متاسفانه این خرابی به صورت یک مشکل انتشاری از یک قطعه به یک قطعه دیگر و از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر به سرعت برای من اتفاق افتاد.

داستان از این قرار است که یک سرور در حال کار را از دفتر به منزل منتقل کردم (به خاطر قطعی‌های مکرر اینترنت) و در منزل از کار افتاد. لازم به ذکر است که فن پاور سرور مدت‌ها مشکل داشت و من آن را عوض نکرده بودم. اما انتقال سرور به منزل با احتیاط کامل انجام شد. نوع خرابی سرور به این صورت بود که وقتی آن را به برق می‌زدم دکمه‌های جلوی پنل آن شروع به چشمک زدن می‌کردند و هر چقدر که دکمه روشن را می‌زدم چیزی روشن نمی‌شد.

اولین حدس خرابی پاور بود. فیش اصلی پاور را از کیس جدا کردم و سعی کردم با برقراری اتصال بین آن دو سیم سبز و مشکی معروف آن را روشن کنم. پاور روشن نشد. چندین بار دیگر سعی کردم و در یکی از سعی‌ها در حالی که پاور وصل بود دو سیم دیگر را وصل کردم. این کار آن طور که در نهایت فهمیدم شروع بدبختی‌ها بود. وصل کردن این دو سیم باعث به وجود آمدن جرقه و بلند شدن دود از یک جای خاص مادربرد شد! (البته این احتمال هست که مادربورد با همان خرابی اولیه پاور خراب شده باشد)

چون نتوانستم کار را از پیش ببرم و هنوز امیدوارم بودم مادربورد سالم باشد، پاور یک سیستم دیگر را روی سرور امتحان کردم.هیچ چیزی روشن نشد. با چندین بار تلاش دیگر باز هم هیچ چیزی روشن نشد. این بار پاور سرور را روی سیستم کمکی سوار کردم. سیستم کمکی هم روشن نمی‌شد. تا اینجای کار برایم مسجل شده بود که مادربرد و پاور سیستم سوخته است. پس بهتر است هارد آن را باز کرده و روی سیستم کمکی بگذارم بلکه سرور دوباره سرپا شود. اما زهی خیال باطل! سیستم کمکی هم با وجود مادربرد و پاور خودش دیگر کار نمی‌کرد. حدس زدم پاور این یکی هم سوخته باشد. هر چند هرگز نشنیده بودم خرابی مادربرد (سرور) بتواند باعث خرابی پاور (سیستم کمکی) بشود.

روز بعد با یک مادربورد و دو پاور خراب راهی تعمیرگاه شدم. مادربورد ۲۰ تومان هزینه تعمیر، یکی از پاورها ۸ تومان و دیگری ۵ تومان هزینه تعمیر داشتند. همه را برای تعمیر گذاشتم. اما برای یکی از پاورها قرار شد یک ساعت دیگه برگردم. در بازگشت متوجه شدم که پاور قابل تعمیر نیست. به جایش یک پاور دست دوم از همان تعمیرگاه خریدم ۷ تومان. پاور را به منزل بردم و روی سیستم کمکی نصب کردم. روشن نمی‌شد. فردای دوم سیستم کمکی را به هم تعمیرگاه بردم و متوجه شدم این مادربورد هم سوخته است! تا اینجا دو پاور و دو مادربورد! مادربورد و پاور سرور را به منزل بردم و سوار کردم. لعنتی باز هم روشن نمی‌شد. فردای سوم به تعمیرگاه بازگشتم. تعمیرکار مدعی بود که حتما یک وسیله USB مورد دار را به دستگاه وصل کرده‌ام که این طوری شده. قسم و قرآن خوردم که این سرور است و حتی مانیتور و صفحه کلید هم به آن وصل نکرده‌ام. زیر بار نمی‌رفت. قرار شد جای دیگری از مادبورد را دستکاری کند که درست شود. از ترس خرابی‌های مجدد قبول نکردم. به جای آن یک مادربورد مشابه خریدم به مبلغ ۵۰ تومان و روانه منزل شدم.

حالا بعد از گذشت سه روز، چندین ساعت صرف وقت، خوابیدن سه روز سرور و حدود ۸۰ تومان هزینه‌های مختلف تعمیر و خرید هر دو سیستم مجددا سرپا هستند و در طول چند ساعتی که از روشن شدنشان می‌گذرد دچار مشکل نشده‌اند.

درس‌هایی که از این مصیبت عظما گرفتم:
۱- همیشه حواسم به Maintanance ویندوز سرور بود اما به Maintance سخت‌افزار آن توجه کافی نکرده بودم. خرابی فن پاور را مدت‌ها می‌دیدم ولی توجهی به آن نمی‌کردم. اگر برنامه منظمی برای Maintance سخت‌افزار می‌داشتم دچار این مشکلات نمی‌شدم.

۲- به موارد تعمیری نمی‌شود خیلی اعتماد کرد. دفعه اول تعمیر مادربورد، آن را در محل تعمیرگاه امتحان کردم. اما همین که به منزل برگشتم، مجددا از کار افتاد.

۳- پاساژ کامپیوتر ایران، پایین‌تر از میدان ولیعصر در حال حاضر (تیر ۱۳۹۱) مملو شده از تعمیرگاه‌های مختلف. در صورت ضرورت می‌توان از آنها استفاده کرد.

۴- اگر به یک سیستم ویندوز ایکس پی برای کارهای تست یا کمکی سرور نیاز داشتید می‌توانید یکی از کیس‌های موجود در این تعمیرگاه‌ها و فروشندگان دست دوم را به قیمت فقط ۱۲۰ تومان تهیه کنید.

نکته جالب این که در زمان حضور در تعمیرگاه شخصی برای تهیه سیستم Core i 7 مراجعه کرد! سیستمی که هنوز نو آن را خیلی‌ها نمی‌خرند.

یاد و خاطره استیو جابز

استیو جابز از پیشگامان دنیای کامپیوتر چند روز پیش در گذشت. فارغ از همه نظرات مثبت و منفی که پس از مرگ وی گفته شد، من او و خیلی از آدم‌های دیگر مثل مارک زاکربرگ، بیل گیتس، دیوید لینچ، کیم وو چونگ و دیگران را ستایش می‌کنم. نه فقط به این خاطر که کامپیوتر را وارد زندگی روزمره ما کردند یا کارهای قشنگی کردند بلکه به این دلیل که به مفهوم واقعی به دنبال افسانه شخصی‌شان گشتند.

آنها هیچ وقت از ترک دانشگاه نترسیدند. از شکست خوردن نترسیدند و با تمام وجود به آنچه علاقه داشتند پرداختند. آنها نماد کسانی هستند که زندگی سخت را به حقوق ماهیانه شرکتی و زندگی محافظه کارانه ترجیح دادند و بالاخره هم موفق شدند. هنوز هم با خواندن زندگی‌نامه این طور افراد دچار هیجان می‌شوم و دلم می‌خواهد روزی بتوانم دنباله‌رو راه ایشان باشم. «فرا وب» زندگی‌نامه قشنگی از استیو جابز منتشر کرده. توصیه می‌کنم حتماً بخوانید.

یاد و خاطره استیو جابز گرامی باد.

سوختن هارد و سرور مجازی

درست یک روز بعد از این که چند نوسان برق در منزل مشاهده شد، هارد کامپیوترم جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. حالا من مونده بودم و اطلاعاتی که از بین رفته بود و زجر نصب مجدد ویندوز، ویژوال استودیو، SQL Server، SVN، Jira و بقیه‌ی خورده ریزهای دیگر. البته مصیبت وارده از ناحیه اطلاعات از بین رفته و خرید مجدد هارد دیسک را هم فراموش نکنید. از آنجا که فعلاً از یک هارد موقتی استفاده می‌کنم و باید بعداً دوباره تمامی مراحل نصب را برای هارد جدید  هم تکرار کنم، باید دنبال راهی می‌گشتم تا زمان نصب مجدد را کاهش دهم. بعد از کلی دو دو تا چهار تا کردن تصمیم گرفتم از VM Ware برای ایجاد یک سرور مجازی استفاده کنم.

روشی که انجام دادم این است: نصب یک نسخه از ویندوز XP به صورت Virtual. از ویندوزهای جدیدتر استفاده نمی‌کنم چون ویندوز XP سریع‌تر نصب می‌شود و جای کمتری می‌گیرد. بلافاصله بعد از نصب، VM مربوطه را روی DVD می‌ریزم. چون ممکن است دفعات بعد هم به یک ویندوز تازه نیاز پیدا کنم. در این مرحله یک اشتباه کوچک انجام دادم و آن هم محدود کردن فضای مورد استفاده Virtual Machine به ۲۰ گیگ بود. چون فکر می‌کردم VM Ware کل آن فضا را در همان ابتدای کار اختصاص می‌دهد. البته بهتر است شما این فضا را خیلی بیشتر در نظر بگیرید چون اولاً نیازی به داشتن آن مقدار فضای خالی در همان لحظه وجود ندارد، ثانیاً بعد از ایجاد Virtual Machine دیگر نمی‌توان این فضا را تغییر داد. در مورد بقیه تنظیمات مثل شبکه، درایورها و بقیه نگران چیزی نباشید چون خود VM Ware پیش‌فرض‌های خوبی دارد و معمولاً مشکل خاصی در رابطه با شبکه وجود ندارد.

بعد از نصب ویندوز، باقی موارد مورد نیاز از جمله SQL Server را نصب می‌کنم. فقط باید دقت شود که به خاطر کوچک نگه داشتن حجم Virtual Machine هیچ اطلاعات اضافی مثل دیتابیس‌ها یا سورس کد را به Virtual Machine اضافه نکنید. بعد از این که همه چیز را خوب تست کردم کل Virtual Machine را روی DVD رایت می‌کنم. کپی یک نسخه از VM Ware و کلیه passwordها از جمله رمز ویندوز و SQL Server هم فراموش نشود. تا اینجا حجم Virtual Machine حدود ۴ گیگ شده که به راحتی می‌توان آن را روی یک DVD نگه داشت.

حالا دیگر می‌توانم با خیال راحت از این Virtual Machine به عنوان سرور استفاده کنم. از این به بعد هر وقت که هاردم بسوزد یا ویندوزم ایراد پیدا کند فقط مراحل نصب ویندوز و ویژوال استودیو را انجام خواهم داد، چون یک سرور را به صورت Virtual دارم. هم به صورت خام و بدون اطلاعات در DVD و هم به صورت عملیاتی. خوبی این روش این است که اولاً می‌توانم سرور را روی یک هارد مطمئن نگه‌داری کرده، در ویندوزهای مختلف آن را با استفاده از VM Ware اجرا کرده و با آن کار کنم، درست همانطور که از یک سرور واقعی در محل کار استفاده می‌شود. ثانیاً اگر دوباره فاجعه‌ای مثل سوختن هارد دیسک اتفاق بیفتد، با فرض داشتن backup اطلاعات، کافی است یک نسخه از سرور مجازی را که قبلاً روی DVD رایت کرده بودیم را روی هارد جدید کپی کرده، اطلاعات سورس، دیتابیس و… را restore تا کار در مدت زمان کمتری شروع شود.

امیدوارم هیچ وقت از این طور فجایع برای شما اتفاق نیفتد چون داغ از دستن دادن هارد خیلی سخت است!

به روز رسانی: مطابق نظرات دوستان که در بخش کامنت‌ها قابل مشاهده است، محدودیت حجم هارد مجازی را می‌توان به نحوی پشت سر گذاشت.