خداحافظ فراکنش

الان تقریباً شش هفته است که از شرکت فراکنش به یک شرکت جدید منتقل شده‌ام. سه سال و نیم پیش با یک آگهی یک و نیم در سه سانتی نیازمندی‌های همشهری به فراکنش راه پیدا کرده بودم. در طول این مدت فراکنش چیزهای زیادی به من یاد داد که اگر در یک شرکت معمولی بودم خیلی خیلی دیرتر یاد می‌گرفتم. تا آنجا که می‌دانم فراکنش جز اولین شرکت‌های دات‌نتی بود که از ORM استفاده می‌کرد و نیز از اولین شرکت‌های دات‌نتی بود که در کدهایش از Design Patternهای مختلف استفاده می‌کرد. این را می‌دانم که شرکت‌های جاوایی همیشه وضعیت خیلی خوبی داشته‌اند، ولی فراکنش هم در حوزه شرکت‌های دا‌نتی واقعاً پیشتاز به حساب می‌آمد.

روش مدیریت در فراکنش مانند خیلی دیگر از شرکت‌های شریفی مبتنی بر دانش فنی بالا بود و این چیزی بود که من همیشه از آن لذت می‌بردم. فراکنش جایی بود که استفاده از تکنیک‌های قوی در آن تشویق می‌شد و ملاک سنجش کار افراد، خود کار بود نه پاییدن مداوم افراد.

در طول این سال‌ها یاد گرفتم معروف بودن یک شرکت، پول دار بودن آن یا در دست داشتن بازار اصلاً ملاک خوبی برای به درد بخور بودن (از دید یک برنامه‌نویس) آن نیست. چون در بیشتر موارد، معروف بودن یا پول دار بودن عمدتاً مرهون بازاریابی و نفوذ یک شرکت است نه قدرت فنی تیم تولید آن. به عبارت دیگر عدم شهرت مانعی برای قوی بودن تیم تولید نیست. خوشبختانه این قاعده در مورد فراکنش هم صدق می‌کرد. چون با وجود عدم شهرت در مقایسه با شرکت‌هایی مثل همکاران سیستم، رایورز و دوران، دارای تیم تولید خوبی بود.

در فراکنش به غیر از آشنایی با تکنولوژی‌ها و تکنیک‌های خوب با دوستان خیلی خوبی هم آشنا شدم: مسعود، ناصرخان، میتی کومان، احسان، حسین رحمانی، حسین معصومی، بیژنی، گروه خانم‌ها و خیلی‌های دیگر که خوشبختانه بیشتر آنها راه موفقیت را ادامه داده و هم اکنون مشغول ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند. برای همه آنها آرزوی شادی و موفقیت بیشتر دارم.

حالا که فراکنش را ترک کرده‌ام و در شرکت جدید مشغول به کار هستم امیدوارم در آینده باز هم این شانس را داشته باشم که با شرکت‌ها و افرادی در سطح فراکنش کار کنم و مهم‌تر از همه آرزو دارم چیزهایی را که در فراکنش یاد گرفته‌ام را در شرکت جدید به کار ببرم و یک فراکنش بهتر بسازم. با آرزوی موفقیت همه شرکت‌ها و تیم‌های نرم‌افزاری و برنامه‌نویسان ایرانی.