جذب همکار برنامه‌نویس در فردا پرداز

.
.

در گروه «فردا پرداز» به تعدادی برنامه‌نویس با انگیزه، به روز، با پشتکار و خلاق در حوزه فناوری‌های نوین دات‌نت نیازمندیم. محل فعالیت تهران – سعادت آباد می‌باشد اما تحت شرایطی امکان همکاری به صورت دور کاری (مقیم در شهری غیر از تهران) هم فراهم می‌باشد. لطفاً جهت ارسال رزومه از ایمیل jobs روی دامنه FardaPardaz.com استفاده کنید. لطفاً قبل از ارسال رزمه اینجا را ببینید.



.
.

شیوه جذب نیرو

دوستی مدعی بود که غرب کمترین زحمت را برای جذب نیروهای نخبه می‌کشد و بیشترین عایدی را می‌برد. مثال او سایت CodeProject بود. او می‌گفت سایت‌هایی مثل CodeProject یک فضای رقابتی ایجاد کرده‌اند که در آن برنامه‌نویسانی از سراسر در دنیا مدام در حال رقابت بر سر کسب امتیازات بیشتر در آن هستند. آخر سر هم هر کدام از این برنامه‌نویس‌های نخبه را که بخواهند به راحتی جذب شرکت‌هایشان می‌کنند. درست و غلط این گفته به کنار، ما در شرکت‌های ایرانی تا بخواهیم یک برنامه‌نویس معمولی هم جذب کنیم پدرمان در می‌آید. راستی نمی‌شد ما هم در ایران راهی پیدا کنیم که با کمک آن بتوانیم بهترین برنامه‌نویسان کشور را جذب کسب و کار خودمان کنیم؟

پندهای جوئل اسپالسکی به دانشجویان کامپیوتر

جوئل اسپالسکی نویسنده وبلاگ joelonsoftware.com و از موسسین stackoverflow.com در یک نوشته طولانی توصیه‌هایی به دانشجویان کامپیوتر کرده. این توصیه‌ها بیشتر در مورد پیدا کردن کار مناسب بعد از تحصیل است. متاسفانه این پندها هم از آن چیزهایی است که من دیر به آن رسیدم. هم از نظر تاریخ انتشار مطلب که مربوط به ۶ سال پیش (۲۰۰۵) است و هم از این نظر که حتی اگر به موقع آن را می‌دیدم باز هم فایده‌ای برایم نداشت، چون آن وقت دیگر دانشجو نبودم.

مع الوصف خواندن این نوشته خالی از فایده نیست. متن اصلی آن از این آدرس و متن فارسی آن از این آدرس قابل دسترسی است. در ادامه تیکه‌هایی از این نوشته را با هم مرور می‌کنیم.

  • اگر از برنامه نویسی لذت می برید خدا را شکر کنید زیرا از جمله محدود افراد بسیار خوش شانسی هستید که با انجام دادن کاری که دوستش دارید می توانید زندگی خوبی بسازید.
  • اگر لینوس توروالدز، لینوکس را تبلیغ نمی‌کرد آیا امکان داشت که لینوکس موفق شود؟ همانقدر که وی هکر و برنامه نویس موفقی است، همانقدر توانایی وی در بیان ایده‌هایش با نوشتن به انگلیسی در Email و لیست های پستی بود که باعث شد لینوکس بتواند گروه های داوطلبان را در سراسر جهان به خود جلب کند.
  • فرق برنامه‌نویس متوسط و یک برنامه نویس عالی در تعداد زبان‌های برنامه نویسی که می‌دانند و در اینکه پایتون یا جاوا را ترجیح می دهند نیست. بلکه در این است که می توانند ایده‌هایشان را بیان کنند یا نه.
  • کم شدن دانشجویان کامپیوتر به این خاطر است که پس از یک دوره جو‌گیری هم‌اکنون تعداد به حد طبیعی خود رسیده است. جو‌گیری باعث شده بود کسانی که به‌راستی برنامه‌نویسی را دوست نداشتند فکر کنند این کار کار پر درآمدی است و به سوی آن هجوم بیاورند. خوشبختانه چنین افرادی دیگر به کامپیوتر نمی‌آیند.

تغییر روش

در راستای مشکلاتی مثل عدم توانایی شرکت‌ها در جذب و استفاده از تمام قدرت فنی افراد، نبود علاقه به کیفیت کار تولید نرم‌افزار در بسیاری شرکت‌ها و تیم‌ها، نبود تمرکز مهارتی و کاهش خلاقیت در کار شرکتی و بسیاری مشکلات دیگر می‌توان به راه حل‌های جدیدی فکر کرد. به قولی اگر تا حالا به چپ می‌چرخیدید و مشکلاتی داشتید این بار به طرف راست بچرخید شاید مشکل حل شد.

تغییر روش کار به عنوان یکی از راه حل‌های حل این مشکلات در عین این که می‌تواند بسیار موثر باشد، می‌تواند بسیار پر خطر هم باشد. به عنوان روش کار جدید می‌توان آرام آرام از کار شرکتی و مشکلات آن فاصله گرفته و با استفاده مناسب از خلاقیت و دیگر مهارت‌های مورد نیاز به دنیای جدیدتری پا گذاشت. به دنیایی که گام اول آن آزاد کاری یا Freelancing نام دارد.

آزاد کاری یا Freelancing ممکن است مشکلات و خطرات زیادی داشته باشد ولی در عوض ممکن است بتواند از مشکلات کار شرکتی را حل کرده و بتواند پویایی و انگیزش بالا را با خود به ارمغان بیاورد.

کاهش تمرکز مهارتی و خلاقیت در کار شرکتی

در کنار همه مزایایی که کار شرکتی دارد (در مقابل freelance بودن)، معایبی هم وجود دارد. یکی از این معایب جلوگیری از تمرکز کاری و مهارتی افراد و کاهش خلاقیت است. در شرکت‌ها رایج است که برنامه‌نویس با یک سری توانایی‌ها و علایق خاص استخدام می‌شود ولی بعدها به مرور زمان کارهای دیگری هم از او خواسته می‌شود. مثلاً طرف برنامه‌نویس C#‎ است ولی ممکن است از او CSS یا jQuery هم خواسته شود. یا مثلاً تخصص کسی در دیتابیس است ولی امورات مدیریت و نگهداری سورس کنترل هم از او خواسته می‌شود.

این موضوع را از زاویه دیگری نیز می‌توان بررسی کرد. یک برنامه‌نویس نوعی در طول یک سال کار ممکن است به کار با فناوری‌ها و ابزارهای مختلف، متنوع و کم ربطی گماشته شود. این مسئله حتی اگر خارج از توانایی‌ها و علایق اولیه برنامه‌نویس نباشد باز هم باعث می‌شود برنامه‌نویس نتواند روی موضوع خاصی تمرکز کند و مدام از این شاخه به اون شاخه بپرد. عدم تمرکز کاری باعث خستگی و بی‌انگیزگی افراد شده و بعضاً ممکن است رزومه آنها را به دلیل تنوع بیش از حد خراب کند.

شرکت‌ها معمولاً می‌خواهند کارهایشان تنها به یک روش خاص انجام شود. بیشتر وقت‌ها هم از تغییر گریزان هستند. همین دو مشکل به تنهایی می‌تواند باعث کاهش خلاقیت ذهنی افراد برنامه‌نویس شود.

اعتراف می‌کنم عوض کردن مداوم شرکت، مشکلات کاهش تمرکز و خلاقیت را افزایش می‌دهد. ولی هم آنهایی که ثابت‌تر هستند هم به نوعی با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند و هم این که برای خیلی از افراد بنا به دلایل خیلی زیادی امکان کار ثابت و چند ساله در یک شرکت واحد فراهم نیست.

عدم قدرت جذب فنی

نمی‌دانم این هم از مشکلات خاص رشته ما نرم‌افزاری‌هاست یا این که در بقیه اصناف هم وجود دارد. منظورم مشکل «عدم قدرت جذب فنی» است. در دنیای برنامه‌نویسی شما ممکن است در یک یا چند فناوری یا به طور کلی از لحاظ میزان تجربه به جایی برسید که کمتر شرکت یا تیمی بتواند از تمام توان فنی و تجربه شما استفاده کند. به عبارت دیگر قدرت جذب فنی کامل شما را نداشته باشد. در بهترین حالت ممکن است شرکت‌هایی برای شما وجود داشته باشند، ولی تعداد آنها خیلی خیلی محدود است. در نتیجه هم پیدا کردنشان خیلی سخت می‌شود و هم انعطاف پذیری شما خیلی کم می‌شود.

شاید اصولاً یکی از دلایلی که برنامه‌نویس‌ها بعد از چند سال شغلشان را عوض می‌کنند یا به مهاجرت تن می‌دهند همین باشد. باور کنید رسیدن به احساس «عدم قدرت جذب فنی» توسط شرکت‌ها ناشی از اعتماد به نفس کاذب، غرور یا خود برتر بینی شخص برنامه‌نویس نیست. چون رسیدن به این احساس پیشامد خیلی راحتی محسوب می‌شود.

تصور کنید یک چیز خاص مثل Socket Programming، برنامه‌نویسی به زبان Python، استفاده تمام عیار از سری ابزارهای ALM مثل TFS یا git/TeamCity، اسکرام، TDD یا حتی مدیریت اصولی یک تیم استاندارد برنامه‌نویسی را خیلی خوب بلد هستید. فکر می‌کنید چند نفر باشند که به یکی دو تا از موارد بالا به طور کامل نیاز داشته باشند؟ بیشتر شرکت‌های ایرانی فقط به مقدار کم یا متوسطی از هر کدام از این مهارت‌ها نیاز دارند. نتیجتاً هر چقدر هم که شرکت‌تان را عوض کنید باز هم در محیطی قرار خواهید داشت که قدرت جذب فنی کامل شما را نداشته و مدام کارهای معمولی از شما خواهد خواست.

اندر معایب چند شغله بودن

برای کسانی که متاهل بوده و دارای خانواده هستند، دو شغله بودن چندان غیر معمول نیست. چون هزینه‌های زندگی در شهری مثل تهران خیلی بیش از آن است که بتوان تنها با یک شغل آن را تامین کرد. البته چند شغله بودن در دنیای نرم‌افزار خیلی راحت نیست و مشکلات خاص خودش را دارد.

یکی از بدترین مشکلات این قضیه این است که نرم افزار و برنامه نویسی همیشه نیاز به مطالعه و به روز بودن دارد. به عبارت دیگر یک شخص نوعی که در شرکت «الف» کار می‌کند مجبور است مقداری از وقت آزادش را هر چند به طور اندک به مطالعه راجع به روش و فناوری‌های مورد استفاده در شرکت «الف» اختصاص دهد. حال اگر این مجبور باشد با شرکت «ب» و شرکت «ج» هم همکاری داشته باشد باید مقداری وقت آزاد هم برای آنها پیدا کند تا بتواند راجع به روش‌ها و فناوری‌های آنها هم کسب اطلاعات کند. به این ترتیب تمام وقت شبانه‌روز، به جز ۶-۷ ساعت خواب شبانه، مصروف کار گردیده و اینجاست که هم صدای اهل خانواده در می‌آید و هم فرد مورد نظر دچار مشکلات متعدد ناشی از کار زیاد می‌گردد.

‫ریسک‌های freelance شدن

اگر مدت‌ها یک کارمند شرکتی بوده باشید و بخواهید به کار پروژه‌ای (freelance) سویچ کنید، ریسک‌های زیر را می‌توان برای این تغییر روش متصور شد:

۱- آیا با کار پروژه‌ای می‌توانم همینقدر پولی که الان به صورت ماهانه در می‌آورم، در آورم؟

شما در کار شرکتی به طور ماهیانه یک حقوق مشخص دریافت می‌کنید، مقداری هم در پایان سال به عنوان حق سنوات و عیدی دریافت می‌کنید. هر ماه هم می‌توانید از تعطیلات رسمی غیر جمعه و مرخصی مجاز خود استفاده کنید بدون آن که از مقدار حقوق‌تان کم شود. ضمناً بخش زیادی از حق بیمه‌تان توسط کارفرما پرداخت می‌شود. اگر همه این اعداد و ارقام را با هم جمع کرده و در طول یک سال کاری حساب کنید آیا می‌توانید از کار پروژه‌ای در طول یک سال هم همینقدر یا بیشتر درآورید؟ البته طبیعی است که به خاطر کار پروژه‌ای درصدی هم باید بیشتر دریافت کنید تا ریسک کار پروژه‌ای را پوشش دهد.

۲- آیا توانایی لازم در پوشش دادن صفر تا صد پروژه را دارم؟

به عنوان یک کارمند/برنامه‌نویس شرکتی ممکن است در بعضی قسمت‌های تولید نرم‌افزار مهارت زیادی داشته باشید ولی در بعضی قسمت‌ها نه. این می‌تواند یک پاشنه آشیل برای شما به عنوان یک freelance باشد. به عنوان مثال ممکن است در نوشتن کدهای دسترسی به دیتابیس یا تحلیل طراحی سیستم خیلی ماهر باشید ولی در طراحی UI، نصب ابزارهای لازم مثل سورس کنترل یا تجارب deployment در محیط‌های مختلف ضعیف باشید.

۳- آیا برآورد هزینه و زمان پروژه را به درستی انجام می‌دهم؟

کارمندان/برنامه‌نویسان شرکتی معمولاً عادت ندارند و بلد نیستند که زمان و هزینه لازم برای انجام یک پروژه را تخمین بزنند. چون آنها بر حسب حضورشان و عملکردشان در شرکت حقوق می‌گیرند. اگر پروژه‌ای زودتر از زمان موعد به اتمام برسد، حقوق‌شان افزایش نخواهد یافت و اگر پروژه‌ای زیادتر از پیش‌بینی طول کشید یا اصلاً fail شد باز هم چیزی از حقوق‌شان کم نخواهد شد. بنابراین طبیعی است که خیلی مهارت تخمین پروژه را نداشته باشند. این عدم مهارت در دنیای واقعی می‌تواند مشکلات خیلی بدی را برای یک freelancer به وجود بیاورد.

۴- پروسه خروج از شرکت فعلی و تغییر شرایط زندگی چطور خواهد بود؟

خروج از هیچ شرکتی بی‌دردسر نیست: تسویه حساب کامل، دریافت عیدی و سنوات و حق مرخصی‌ها، تحویل کارها به نفر بعدی، کسب اطمینان از رد شدن بیمه تا آخرین لحظه، پشتیبانی چندین ماهه از کارهایی که تحویلتان بوده و مهم‌تر از همه راضی کردن مدیر پروژه یا مدیر شرکت برای ترک شرکت. در کنار این‌ها زندگی هم تغییرات زیادی خواهد داشت. ساعات حضورتان در خانه بیشتر خواهد شد چون خانه ممکن است تبدیل به دفتر کارتان شود، ممکن است در تعطیلات و مرخصی‌ها هم مجبور به کار شوید، دریافت حقوق دیگر ماهیانه نخواهد بود و این ممکن است در پرداخت اقساط و دیگر هزینه‌ها مشکل ایجاد کند و…

‫‫مطالعه موردی شماره ۹ vWorker: ماریانو ایگلسیاس و کلودیا مانسیلا (کریکاوا)

vWorker یکی از سایت‌های معروف برون‌سپاری پروژه‌های نرم‌افزاری است. جهت آشنایی بیشتر با آن و مدل کاریش، یکی از آخرین پست‌های وبلاگ آنها را ترجمه و در اینجا می‌گذارم. این نوشته مصاحبه‌ای با یکی از موفق‌ترین پیمانکاران (worker, employee) سایت vWorker است.

——————–

vWorker اخیراً یک سری مطالعه موردی انجام داده است در مورد استخدام کنندگان و کارکنان موفق سایت. این سری همچنان ادامه دارد و در هر کدام آنها توضیح خواهیم داد که چطور یک کارفرما (استخدام کننده) از vWorker برای تحقق اهدافش و چطور یک پیمانکار (کارمند) از طریق vWorker برای کسب درآمد استفاده می‌کند.

ماریانو ایگلسیاس و کلودیا مانسیلا (از موسسین کریکاوا):

ماریانو ایگلسیاس و کلودیا مانسیلا که با نام کاربری cricava در vWorker حضور دارند، فعالیت جدی‌شان را از سال ۲۰۰۵ شروع کردند. آنها با مناقصه روی پروژه‌های کوچک‌تر شروع کردند تا بتوانند سابقه خوبی برای خودشان درست کنند. البته آنها بدون آن که به کوچک بودن پروژه اهمیت بدهند سعی می‌کردند سرویس بسیار خوبی به کارفرمایشان ارائه دهند. آنها بالاخره توانستند پروژه‌های بزرگ هم بگیرند. اعتماد و اعتبار کسب شده باعث شد بتوانند درآمد خوبی کسب کنند. کریکاوا در می ۲۰۱۰ به رتبه شماره یک vWorker رسید و هنوز هم در این رتبه باقی مانده است.

ماریانو و کلودیا به تعدادی از سوالات ما پاسخ داده‌اند:

۱- چرا وارد vWorker شدید و چطور آن را پیدا کردید؟

ما vWorker را به طور اتفاقی در اواخر ۲۰۰۳ پیدا کردیم. درست بعد از ثبت نام در سایت، یک پروژه محلی پیدا کردیم و بی‌خیال vWorker شدیم. اما از اوایل ۲۰۰۵ دوباره شروع به کار با vWorker کردیم. ما فهمیدیم که vWorker فرصت‌های بی‌نظیری برای ما فراهم کرده است. پس هر روز وقت بیشتری برای مناقصات گذاشتیم تا جایی که تصمیم گرفتیم تنها منبع کارمان vWorker باشد. سوددهی ما از چند ماه بعد شروع شد چون پروژه‌های اولیه‌ای که می‌گرفتیم کوچک بودند و پول زیادی بابت آن نمی‌گرفتیم. با این وصف همیشه سعی می‌کردیم چیزی فراتر از آنچه که مشتری می‌خواست به او بدهیم.

بازخورد بسیار مثبتی که مشتریانمان ارائه می‌دادند کمک می‌کرد تا بتوانیم در مناقصات بزرگتری شرکت کنیم. اعتماد مثبتی که بین مشتریان ما ایجاد شده بود باعث می‌شد تا بتوانیم درآمد خوبی کسب کنیم بخصوص این که بعضی مشتری‌ها صرفاً به خاطر این که بتوانند با ما کار کنند وارد vWorker می‌شدند. در اواخر ۲۰۰۵ ما جز ۲۵۰ پیمانکار برتر vWorker بودیم. دوران جالبی پیش روی ما بود.

با افزایش معروفیت ما و با توجه به تعداد قابل توجه مشتری‌های ثابتی که داشتیم در سال ۲۰۰۶ فهمیدیم که با کار مداوم و پیوسته نه تنها می‌توان پول درآورد بلکه می‌توان هر روز در رتبه‌بندی‌ها مقام بهتری کسب کرد تا این که نهایتاً در می ۲۰۱۰ به رتبه شماره یک رسیدیم.

وجود پروژه‌های دائمی، دعوت به مناقصه‌ها و توصیه‌نامه‌ها ما را به این سوال رساند که آیا باید به عنوان یک شرکت به رشدمان ادامه دهیم یا یک تیم کوچک بمانیم؟ ما تصمیم گرفتیم با خودمان رو راست باشیم. یک تیم کوچک ولی خوب و قوی همان چیزی بود که همیشه می‌خواستیم.

۲- چه توصیه‌هایی برای کسانی که می‌خواهند راه شما را طی کنند دارید؟

اولین و مهم‌ترین نکته صبور بودن است. خیلی عجیب نیست که افراد از نداشتن پروژه دلخواه مایوس شوند. اما اگر مثبت بمانید، کارتان را خوب تحویل دهید، زمان‌بندی را رعایت کنید و مهم‌تر از همه ارتباطتان را با مشتری حفظ کنید همه چیز حل خواهد شد. با مشتری‌هایتان مهربان باشید.

وقتی که در یک مناقصه شرکت می‌کنید حواستان باشد که تمام اطلاعات و مشخصات مناقصه را خوانده و تمام سوالات لازم را پرسیده باشید. همیشه بهتر است چندین و چند بار برای کارفرما پیغام  و پسغام فرستاده باشید تا این که بخواهید امتیاز و اعتبارتان را به خطر بیندازید. حدس و گمان باعث شکست شما خواهد شد. علاوه بر این بیشتر کارفرماها مشکلی با سوالات زیاد ندارند بلکه با مناقصات کپی-پیستی است که به هم می‌ریزند. به کارفرمایتان ثابت کنید که به او اهمیت زیادی می‌دهید.

این توصیه‌ای است که شاید خیی کم مثل آن را شنیده باشید: کارفرمایتان را خودتان انتخاب کنید. به خصوص در ابتدای کار در vWorker مواظب باشید که با کارفرماهایی که قصد سو استفاده از شما (با درخواست کار مجانی، یا کار زیاد در ازای پول کم) را دارند یا کارفرماهایی که که می‌خواهند شما را به خاطر ناتوانی خودشان در پروژه‌های بی‌پایان گیر بیندازند، کار نکنید. پیدا کردن کارفرمای خوب کار دقیق و حساسی است.

۳- جالب‌ترین خصوصیت vWorker از نظر شما چیست؟

Arbitration. چیزهای خیلی زیادی در مورد یک پروژه هست که ممکن است اشتباه باشند. در این طور موارد داشتن حفاظت مناسب بسیار مفید است. بدون arbitration غیر ممکن بود که ما از vWorker استفاده کنیم.

۴- تجربه شما در مورد mediation/arbitration چه بوده؟

ما mediationها و arbitrationهای زیادی داشته‌ایم. ما حتی یکی را هم از دست نداده‌ایم چون همیشه از قوانین vWorker پیروی کرده‌ایم. ما با قطع ارتباطات خارج سایتی همیشه توانسته‌ایم همه ادعاهایمان را ثابت کنیم.

اگر بخواهیم تنها یک توصیه به پیمانکارانی که قرار است چنین روال اضطراب‌آوری را طی کنند بکنیم، این است که همیشه مهربان باقی بمانند. نه تنها نسبت به arbitrator بلکه نسبت به کارفرماها هم. بسیاری از پیمانکاران arbitrationها را از دست می‌دهند چون نمی‌توانند عصبانیت خود را کنترل کنند. رفتار خوب نشانه حرفه‌ای بودن است.

۵- آیا تکنیک، روش، راه یا راز خاصی در مورد vWorker هست که بخواهید آن را با دیگران به اشتراک بگذارید؟

سبدی (portfolio) از پروژه‌ها به عنوان رزومه داشته و همیشه آن را به روز نگه دارید. شما مجبور نیستید هر پروژه‌ای را که روی آن کار کرده‌اید را نمایش دهید. بهتر است فقط بهترین‌های آنها را انتخاب کنید. اگر تعداد پروژه‌هایتان خیلی زیاد نیست، یک پروژه کد باز یا یک پروژه خیریه ایجاد کنید. این کار نه تنها سبد شما را پربارتر خواهد کرد بلکه ممکن است مشتری‌های جدید برای شما جور کند.

۶- آیا داستان یا خاطره‌ای از کارفرماها یا پروژه‌ها دارید؟

خیلی زیاد. از اونجا که ما روابط خیلی نزدیکی با مشتری‌هایمان داریم در نتیجه کل کارمان در vWorker یک خاطره است. ما خیلی از مشتری‌هایمان را به صورت شخصی می‌شناسیم و این ارتباط را حتی تا مدت‌ها پس از پایان پروژه حفظ می‌کنیم. بعضی از مشتری‌های ما چند هزار کیلومتر مسافرت کرده‌اند تنها به خاطر این که با ما ملاقات حضوری داشته باشند. در عوض مشتری‌ها هم هوای ما را دارند. نتیجتاً آنها ما را با هدایای جالبی مثل شکلات، فنجان، دعوت به مراکز تفریحی و غیره غافلگیر کرده‌اند.

مهربانی به وضوح به کمک‌تان می‌آید و ارزشش را دارد.

چند آگهی استخدام جالب توجه

از وقتی که کارویس رو شروع کردم گهگاه به آگهی‌های جالبی برمی‌خورم. به عنوان نمونه:

۱- برنامه نویس مسلط به C#‎ و Delphi بااسکان در محل کار و مزایای عالی: هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی آگهی استخدام برنامه‌نویس با جای خواب ببینم. درست مثل کارگر ساده با جای خواب، کارگر رستوران کم سن و سال شهرستانی با جای خواب نیازمندیم.

۲- برنامه نویس حرفه ای آقا , مسلط به PHP,Drupal , Android,ios,Java , ActionScript3,J2ME , C,Python,.Net: فکر نمی‌کردم به این زودی‌های آگهی استخدام Android و iOS رو ببینم.

۳- برنامه نویس (خانم) , مسلط به Net. , و آشنا به Delphi: نمی‌دونم چرا بعضی‌ها تاکید دارند که برنامه‌نویس‌هایشان فقط خانم باشد. مگر مشکل خاصی با آقایون دارند؟ مگر نه این که معمولاً محدودیت‌های آقایان، مثل ماموریت، ساعات کاری و محیط کاری کمتر از خانم‌هاست؟

۴- به یک برنامه نویس حرفه ای نیازمندیم: از بعضی آگهی استخدام‌ها هیچ اطلاعاتی در نمی‌آید. حتی زبان برنامه‌نویسی مورد نیاز.

۵- اوضاع WCF با وجود جدیدن بودنش چندان بد نیست.

۶- آگهی‌های استخدام منتشره در نیازمند‌های همشهری بیشتر راجع به دات‌نت است تا جاوا.