پیدا کردن محل کار عمومی: کتابخانه فرهنگ‌سرای رازی

نزدیک به سه ماه از اولین باری که شروع به پیدا کردن مکان‌های کار عمومی در تهران کردم می‌گذرد. اولین بار به خانه فرهنگ حر که امکان ده دقیقه کار کردن هم نداشت رفتم. بعدش به فرهنگسرای IT رفتم که دسترسی خوبی برای من داشت ولی کوچک و پر سر و صدا بود. بعد از اون با راهنمایی یک دوست عزیز فرهنگ‌سرای سرو در پارک ساعی را پیدا کردم که فضای تمرکزی خیلی خوب و نظم بالا ولی دسترسی نسبتاً بدی برای من داشت. یک روز که هدفون‌ام را همراه خودم نداشتم مشکل شدید تمرکز پیدا کردم و تصمیم گرفتم یک مکان جدید دیگر پیدا کنم. این شد که امروز به کتابخانه فرهنگ‌سرای رازی در حوالی میدان قزوین در منطقه ۱۱ شهرداری تهران رفتم.

 

این کتابخانه در بخش شمال غربی پارک رازی قرار گرفته است. قبل از اینکه به اونجا بروم نگران محلیت اونجا بودم. نزدیکی به میدان رازی (گمرک)، خیابان هلال احمر و خیابان مولوی و درصد بالاتر افراد معتاد و خیابان خواب نسبت به دیگر مناطق تهران باعث شده بود که تجربه کردن فرهنگ‌سرای رازی را چندین بار به تعویق بیندازم. اما امروز که به اونجا رفتم تا اندازه‌ای نظرم عوض شد. فضای داخلی پارک تمیز و مرتب بود. خبری از افراد فوق الذکر نبود و می‌شد نسبت به امنیت اونجا نگرانی کمتری داشت. افراد داخل سالن مطالعه مثل بقیه کتابخانه‌ها از جمله فرهنگسرای IT و فرهنگ‌سرای سرو بودند.

 

فرهنگ‌سراها و کتابخانه‌های عمومی دارای یک سری مشخصه‌های عمومی هستند که رازی هم از آن‌ها مستثنا نیست. مثل عدم امکان استفاده از تلفن و عدم امکان صحبت‌های حضوری. سالن مطالعه کتابخانه رازی هم مملو از دانشجویان و کنکوری‌هاست ولی با وجود این طیف افراد بالای ۳۰ سال را در اینجا هم می‌شود پیدا کرد. چند نکته متمایز کننده در فرهنگ‌سرای رازی دیدم که در جاهای دیگر کمتر دیده بودم. کتابخانه رازی دارای کمد وسایل برای اعضا است، گرمکن غذا دارد و سالن مطالعه آن خیلی پر نور است. سخت‌گیری آن در قیاس با کتابخانه فرهنگ‌سرای سرو خیلی کمتر است. فقط ورود افراد چک می‌شود و آن هم چندان سفت و سخت نیست. طبیعتاً به علت سخت‌گیری کمتر کمی سر و صدا در سالن مطالعه وجود دارد، رفت و آمد زیاد است و میزها دارای نوشته‌های بی‌ربط بیشتری است. یکی از نکات منفی سالن مطالعه این است که سالن به صورت یک فضای یک تیکه و به هم پیوسته است و میزها در چند ردیف به طور کامل به هم چسبیده‌اند. راجع به اینترنت آنجا سؤال نپرسیدم ولی اینترنت ایرانسل خیلی بد بود و در عوض اینترنت همراه اول مناسب بود.

 به چند عکس از فرهنگ‌سرای رازی توجه کنید و اگر تجربه مشابهی دارید با من و بقیه هم در میان بگذارید.

 

نمای بیرونی کتابخانه رازی

ردیف‌های متعدد میزهای مطالعه

صندلی‌های چسبیده به هم در سالن مطالعه کتابخانه رازی

 

به روز رسانی ۱:

در کتابخانه فرهنگ سرای رازی گهگاه صدای هواپیماهایی که می‌خواهند در فرودگاه مهر آباد فرود بیایند شنیده می‌شود.

به روز رسانی ۲:

استفاده کنندگان نهارشان را در همان سالن مطالعه سر همان میزی که مطالعه می‌کنند صرف می‌کنند. این بی نظمی یا آزادی عمل به شکل دیگری هم وجود دارد. افراد میزهایشان را با گذاشتن کتاب رزو می‌کنند. یعنی در حالی که حضور ندارند میزهای مطالعه را اشغال می‌کنند.

وقتی که کتاب‌دارها کتاب‌دار نیستند

فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی عموماً یک فضای منفی و پر از ناله و شکایت است و من دوست ندارم ناله و شکایت جدیدی به او اضافه کنم ولی افسوس که بعضی چیزهایی که با اونها مواجه می‌شویم را نمی‌شود عادی تلقی کرد و از کنارشان رد شد. نمی‌دانم چرا مردم به کارشان اعتقاد ندارند و اکثر اونها فقط دنبال یک گوشه امن برای کار کردن هستند تا توی اون بخزند و فقط خودشان خوش باشند. نمی‌دانم چرا وقتی اون گوشه امن را پیدا کردند بی خیال هر چیز و هر کس دیگر می‌شوند و فقط به فکر حفظ موقعیت و منافع شخصی خودشان هستند و علاقه و اشتیاق به کار برایشان هیچ اهمیتی ندارد. نمی‌دانم چرا هزار دلیل پیدا می‌کنند تا بدی شرایط را به گردن کس دیگری بیندازند و خودشان را مسئول هیچی نمی‌دانند.

برای کار و مطالعه به بعضی از کتابخانه‌های عمومی مراجعه می‌کنم. اما می‌بینم که بعضی از کتابخانه‌ها به هیچ وجه مناسب کار تمرکزی و مطالعه نیستند. بعضی اوقات بدترین ساختمان ممکن برای ایجاد کتابخانه انتخاب شده است. ساختمانی درست سر نبش یک چهار راه یا میدان شلوغ و پر رفت و آمد. محل مخزن و سالن مطالعه هم جای مناسبی نیستند. در پارتیشن قرار دارند و صدای رفت و آمد بیرون به طور کامل داخل است. حالا بگذریم که کلی کلاس پر سر و صدا هم در نزدیکی آن برگزار می‌شود، بگذریم از اینکه امکانات رفاهی در حد بسیار پایینی قرار دارند و بگذریم از اینکه مراجعه کنندگان ساختمان (مردم معمولی) زیاد اهل رعایت سکوت نیستند و بدون توجه به اینکه در یک فضای کتابخانه‌ای و فرهنگی قرار دارند یک ریز در حال صحبت هستند.

از همه این‌ها که بگذریم از یک چیز نمی‌توانیم بگذریم. اگر این همه چیزی که از اونها گذشتیم دست ما نباشد، رفتار کتاب‌دار که دست خود کتاب‌دار است. کتاب‌دار که خودش باید به کار خودش و شرایط خودش اعتقاد داشته باشد. واقعاً کسی که از لحظه حضور در محل کارش یک بند در حال صحبت است و آن هم صحبت‌های غیر کاری را می‌توان کتاب‌دار نامید؟ به این سناریو دقت کنید.
کتاب‌دار الف در محل کارش حاضر می‌شود و شروع به صبحانه خوردن می‌کند. (صبحانه را نباید در منزل میل کرد؟ مگر کار کتاب‌دار مطالعه و شناخت کتاب‌ها و راهنمایی کردن در مورد آن‌ها نیست؟)
صبحانه که تمام می‌شود با یکی از آشنایان تماس می‌گیرد و شروع به صحبت می‌کند از بدی هوا تا برنامه تعطیلات آخر هفته و هیچ کدام این‌ها هم مربوط به کار نیستند.
کتاب‌دار ب از راه می‌رسد. او با خوشحالی ظرف غذایش را به الف نشان می‌دهد و راجع به ناهار امروز توضیح می‌دهد. بعدش راجع به ترشی و بعدش راجع به غذاهای روزهای پیش صحبت می‌کند.
صحبت‌های آن‌ها گل می‌اندازد (مثل هر روز) و وارد مباحث دیگر می‌شوند. راجع به دعوای شب پیش همسایه، مهمانی فلان فامیل و غیره شروع به صحبت می‌کنند.
و این صحبت‌ها و تلفن‌ها در تمام روزهای هفته راجع به موضوعات دیگر جریان دارد.

واقعاً این دوستان محترم ما اگر به کار کتابداری علاقه ندارند چرا وارد اون شدن؟ چون حقوق بی‌دردسری دریافت می‌کنند و مسئولیت مستقیمی ندارند؟ من به شخصه از یک کتاب‌دار با انگیزه انتظار دارم خودش را محدود به وظایف کاری نکند و خودش واقعاً کتاب‌ها را بخواند، به آن‌ها علاقمند باشد، کتاب‌ها را به طرق مختلف به آدم‌های دیگر معرفی کند، وقتی که یک مراجعه کننده دارد کتاب‌ها را به او معرفی کند. عامل ایجاد انگیزه افراد دیگر به کتاب و کار تمرکزی باشد. اما تصورات من کجا و واقعیات عینی کجا.

فکر می‌کنید تذکر و شکایت چقدر مشکل را حل کند؟ بی انگیزگی سرتاسر جامعه کاری ما خصوصاً در بخش کارمندی را پوشانده است. کتابدارها به کتاب علاقه ندارند، برنامه‌نویس‌ها حوصله ندارند خارج از شرکت روی پروژه‌های آموزشی خودشان وقت بگذارند، حسابدارها فقط آن چیزی که ۲۵ سال پیش یاد گرفته بودند را استفاده می‌کنند، پرستارها فقط عملیات روتین را بلد هستند و از مریض فراری هستند، معلم‌ها کار تدریس را به عنوان کار فرعی خود نگاه می‌کنند و… این همه فیلترهای مختلف در استخدام وجود دارد. وقتش نرسیده به انگیزه و اشتیاق کاری اهمیت بیشتری بدهیم؟

من بیشتر روزها از هدفون استفاده می‌کنم. ولی امروز که هدفونم را فراموش کرده بودم به هیچ وجه نتونستم تمرکز داشته باشم. با اینکه صبح خیلی با انگیزه و با آمادگی ذهنی روزم را شروع کردم ولی ناچار شدم خیلی زود برگردم. در هر شغلی که هستید انگیزه داشته باشید و برای اون تلاش کنید. کنج عافیت تا به کی؟

پیدا کردن محل کار عمومی: کتابخانه فرهنگسرای سرو

در ادامه جستجو برای پیدا کردن co-working space مناسب در تهران این بار به کتابخانه سرو در ضلع شمالی پارک ساعی رفتم. فضایی که تا قبل از این از اون بیشتر استفاده می‌کردم، کتابخانه فرهنگسرای IT است که متأسفانه به علت سر و صدای خیلی زیاد کلاس‌های آموزشی طبقه دوم و مهدکودک طبقه اول بعضی وقتا کار کردن در اون سخت میشه.

کتابخانه سرو بخشی از فرهنگسرای سرو واقع در منطقه ۶ شهرداری تهران و در ضلع شمالی پارک ساعی واقع شده و عملاً با فضای پارک ساعی که پارک خلوتی حساب میشه یکی هستش. کتابخانه دارای سه سالن مطالعه برای مردان است که روی هم حدود بیش از ۵۰ میز و ۱۰۰ نفر ظرفیت داره. به علت ساختار خاص پارک ساعی فعالیت‌های کتابخانه از بقیه فرهنگسرا جداست و کارهایی که در خود فرهنگسرا انجام میشه مزاحمتی برای کتابخانه ایجاد نمی‌کنه. به همین علت سالن مطالعه فضای ساکت، آرام و تمرکزی خیلی خوبی داره. از اونجا که سالن مطالعه فقط برای مطالعه در نظر گرفته شده و کارش از مخزن و فعالیت‌های کتابداری جداست هیچ نوع رفت و آمد اضافه‌ای هم به اون وجود نداره.

سالن مطالعه چشم انداز خوبی به فضای پارک ساعی داره و برای استراحت خیلی راحت میشه از فضای پارک استفاده کرد. یک کافی شاپ هم همونجا هست که برای خوردن قهوه و گذاشتن قرارهای کاری می‌تونه استفاده داشته باشه. نکته جالب سالن مطالعه اینه که یک فضای هر چند خیلی کوچک هم برای صرف ناهار در اون وجود داره که در روزهای سرد و بارانی نعمت بزرگی حساب میشه. ناگفته نمونه که در اونجا اینترنت ایرانسل هم خیلی خوب آنتن میده.

گفتم که کتابخانه سرو دارای فضای تمرکزی خیلی خوبیه ولی همین موضوع از یک زاویه دیگه باعث مشکل میشه. صحبت با تلفن در اونجا خیلی سخته. چون داخل سالن مطالعه نمیشه از تلفن استفاده کرد و برای بیرون اومدن باید از چند راه پله و راهرو رد بشی که باعث سختی کار میشه.

مشکل بعدی مربوط میشه به وضعیت صندلی‌ها. با اینکه بیشتر صندلی‌ها سالم هستند ولی چون تماماً چوبی هستند و از این هیچ نوع فومی در اونها استفاده نشده نشستن طولانی مدت روی اونها خیلی خسته‌کننده است.

مشکل سوم مربوط میشه به رفت و آمد. خیابان ولیعصر چند سالی هست که یک‌طرفه شده. از جنوب به شمال ماشین سواری می‌تونه بره ولی از شمال به جنوب فقط اتوبوس رو است. اتوبوس‌های شمال به جنوب خیلی دیر به دیر میان. گاهی اوقات باید ۱۵ دقیقه توی ایستگاه باشید تا اتوبوس بیاد تازه اون هم بیشتر وقتا پره و امکان سوار شدن نیست. این‌جور وقتاس که مجبورید به سمت خیابان وزرا پیاده روی کنید و از اونجا راهی به میدان آرژانتین یا میدان هفت تیر پیدا کنید.

پ.ن.۱: از دوست خوبم نوید کاشانی بابت معرفی این کتابخانه تشکر می‌کنم.

پ.ن.۲: از طریق جستجوی انگلیسی در سایت‌های خارجی با یک مرکز co working space در تهران آشنا شدم به اسم npsncenter که به علت دوری از مکان فعلی خیلی پیگیری نکردم. آدرس اونها حدود سید خندان هستش. ممکنه برای اونهایی که نزدیک حساب میشه مفید باشه.

پ.ن. ۳: فینوا یکی از مراکزی هستش که توی لیست بررسی من قرار دارند ولی علی الظاهر ظرفیتش تکمیل است.

فهرست مطالب سری «پیدا کردن محل کار عمومی»:

در انتها به عکس‌هایی از کتابخانه فرهنگ‌سرای سرو توجه کنید:

img_20161018_132848 img_20161018_132859 img_20161018_133218 img_20161018_134906 img_20161018_134940 img_20161018_135627 img_20161018_135721 img_20161018_135736

پیدا کردن محل کار عمومی: فرهنگسرای IT

در ادامه جستجو برای پیدا کردن مکان کار عمومی (co-working space) مناسب این بار به فرهنگسرای IT در منطقه ۱۱ تهران تقاطع خیابان کارگر جنوبی و خیابان جمهوری رفتم.فرهنگسرای IT یک ساختمان ۴ طبقه متشکل از آمفی تئاتر، بخش‌های اداری، چند کلاس برای برگزاری دوره‌های مرتبط با IT، کتابخانه و یک سری کاربری‌های دیگر است. بخشی که بشه از اون به عنوان فضای کاری عمومی استفاده کرده کتابخانه است. در مخزن کتابخانه سه میز بزرگ برای مطالعه وجود دارد. این میزها دسترسی خوبی به پریز برق دارند و تعداد و کیفیت صندلی‌ها مناسب است.

کتابخانه IT تقریباً اختصاصی IT است و پر است از کتاب‌های مرتبط با کامپیوتر، IT، برنامه‌نویسی و… کتابخانه دارای وای فای عمومی است که به عنوان اینترنت ذخیره می‌تواند مفید باشد. برخورد مسئولین کتابخانه خوب است و بخش مطالعه معمولاً دو یا چند مراجعه کننده دارد که بیشتر اوقات مشغول کار با لپ تاپ شان هستند. امنیت کتابخانه قابل قبول است. بیشتر اوقات می‌شود لپ تاپ را گذاشت و بیرون رفت.

اصلی‌ترین معضل کتابخانه IT همان معضل همیشگی تهران یعنی سر و صدای خیلی زیاد محیطی است. سر و صدای کتابخانه سه منشاء دارد. اول سر و صدای مراجعه کنندگان به کلاس‌های IT و مهدکودک طبقه پایین است. اکثر مراجعه کنندگان به کلاس‌های IT در سن کمتر از ۱۵ سال قرار دارند و خیلی‌ها هم با مادرهایشان مراجعه می‌کنند. پس طبیعتاً سر و صدای رفت و آمدی خیلی زیادی وجود دارد. چون نیمی از دیوارهای کتابخانه به شکل پارتیشن است این مشکل خیلی شدید است. منشاء بعدی سر و صدا مربوط است به فعالیت‌های خود کتابخانه که شامل مراجعین و تلفن‌های مسئولین کتابخانه است. البته این سر و صدا در برابر بقیه سر و صدا ها واقعاً کم است. منشاء سوم سر و صدا که خیلی هم قابل تحمل نیست سر و صدای چهارراه کارگر جمهوری است. چهارراهی که فرهنگسرا دقیقاً در نبش اون قرار گرفته. پنجره‌های دو جداره و درخت‌های مقابل فرهنگسرا مقدار کمی از این سر و صدا را می‌گیرند ولی به هر حال باز هم به هم زننده آرامش و تمرکز است خصوصاً غروب‌ها که ترافیک زیاد می‌شود.

دسترسی فرهنگسرای IT خوب است و با یک پیاده روی ده دقیقه‌ای از میدان انقلاب میشه به اون رسید. مراکز خدماتی نزدیک به اون از جمله رستوران‌ها و مراکز تهیه غذا هم خوب است. اگر استفاده کننده تمام وقت از فرهنگسرای IT باشید می‌توانید از وجود سرویس بهداشتی نسبتاً مناسب و مکان خلوت برای صرف ناهار (راهروی کم رفت و آمد) خوشحال باشید.

در مجموع فرهنگسرای IT خیلی بهتر از خانه فرهنگ حر است خصوصاً اگر تحمل هدفون تمام وقت برای حذف سر و صدای محیطی را داشته باشید. ساعت کار کتابخانه ۸ صبح الی ۶ بعد از ظهر از شنبه تا چهارشنبه و ۸ صبح الی ۲ بعد از ظهر در روزهای پنج شنبه است. در ادامه به چند عکس از کتابخانه و فرهنگسرای IT توجه کنید.

فهرست مطالب سری «پیدا کردن محل کار عمومی»:

farhang-sara-it-1 farhang-sara-it-2 farhang-sara-it-4 farhang-sara-it-3 farhang-sara-it-5 farhang-sara-it-6

پیدا کردن محل کار عمومی: خانه فرهنگ حر

به روز رسانی: پیدا کردن محل کار عمومی: فرهنگسرای IT

برای کسانی که گاهی اوقات روی پروژه‌های شخصی کار می‌کنند، بلاگ می‌نویسند، Freelancer هستند، به صورت remote کار می‌کنند یا به طور کلی نیاز به فضای آرامی برای کارهای تمرکزی دارند ولی دسترسی به دفتر کار مناسب ندارند، دسترسی به یک محل کار عمومی اهمیت زیادی دارد. این محل کار می‌تواند اتاقی در دانشگاه، خانه خلوت یکی از بستگان، بخشی از دفتر کار یکی از دوستان یا یک کتابخانه عمومی باشد. علی الظاهر در اروپای غربی و آمریکای شمالی و کشورهای مشابه فضاهای کاری عمومی وجود دارند که شما می‌تونید مثلاً یک میز یا یک اتاق از اون رو برای مدت چند روز، چند هفته یا چند ماه اجاره کنید. متأسفانه تا اونجا که من خبر دارم چنین امکانی در تهران و خیلی از شهرهای دیگه ایران وجود ندارد. کتابخانه، پارک، کافی‌نت و کافی‌شاپ تنها فضاهای عمومی در دسترس برای عموم مردم هستند. که البته هر کدام مزایا و معایب خودشون رو دارند.

در بعضی از کشورها استارتاپ‌ها و سرویس‌هایی برای اشتراک فضای قابل استفاده به عنوان فضای کار (دفتر کار، منزل ساکت و آرام و …) وجود داره. ولی فعلاً توی ایران از این سرویس‌ها به شکل فعال نداریم. نیازمندی‌های همشهری همیشه پر از آگهی اجاره اتاق کاری، سوییت و بخشی از دفتر وکیل و غیره هست ولی معمولاً کوتاه مدت اجاره نمیدن، فضای کار اصلاً تمرکزی نیست و اجاره اونها هم  به صرفه نیست. یک بار به یکی از این‌ها زنگ زدم و فهمیدم که میز منشی شرکتشون رو برای اجاره گذاشتن! کار در خونه هم مصیبت‌های خودش رو داره، از جمله حواس پرتی، قاطی شدن زندگی و کار، مزاحمت دو‌طرفه با اعضای خانواده و…

از اونجا که من هم گاهی اوقات از جمله افرادی به حساب میام که نیاز به فضای کاری عمومی دارند همیشه به دنبال این هستم که واقعاً بگردم ببینم میشه که چنین فضایی رو در تهران پیدا کرد یا نه. پارک و رستوران و کافی شاپ واقعاً برای کار کردن به‌خصوص در ساعات طولانی مناسب نیستند. پس نزدیک‌ترین گزینه برای من گزینه کتابخانه است. به همین علت گهگاه به کتابخانه‌هایی دو و اطراف سری می‌زنم ببینم که وضعیت چطوره.

یکی از اولین کتابخانه‌هایی که رفتم و سعی کردم از اونجا کارهام رو انجام بدم کتابخانه خانه فرهنگ حر واقع در میدان حر منطقه ۱۱ تهران است. کتابخانه محل کم رفت و آمدی است. داخل خود کتابخانه و مخزن و بخش مطالعه اون تعداد خیلی کمی مراجعه کننده داشت. مراجعه کننده‌های بخش‌های دیگه ساختمان هم از کتابخانه مجزا بودند و مزاحمت خاصی ایجاد نمی‌کنند. سالن مطالعه و مخزن جدا از هم جداست. سالن مطالعه پر از میز و صندلی برای مطالعه است و قبلاً مورد استفاده کنکوری ها بوده. به همین خاطر روی میزها پر از دست نوشته ‌های مربوط به کنکور است. میزها کوچک و صندلی ها چوبی ساده هستند و مناسب نشستن طولانی مدت نیستند. هر چند که کاربرد اصلی من سالن مطالعه است ولی خود کتاب‌ها هم برای من جالب بودند. به همین دلیل سری به مخزن زدم. کتاب‌های موجود عمومی بودند در همه زمینه‌ها، از تاریخ و فلسفه گرفته تا ادبیات و زبان انگلیسی و غیره.

پنجره‌های کتابخانه دو جداره هستند ولی چون مستقیماً رو به میدان پر رفت و آمد حر (تقاطع خیابان کارگر جنوبی و خیابان امام خمینی – سپه) باز می‌شوند بسیار پر سر و صدا است. صدای بوق و عبور و مرور ماشین‌ها و خودروها به طور مداوم و با شدت زیاد شنیده می‌شود. علاوه بر این به علت همین شلوغی به وضوح می‌شه بوی دود ماشین‌ها رو حس کرد. کتابخانه به علت نزدیکی زیاد به میدان حر، دسترسی راحت از بیرون و عبور و مرور افراد متفرقه از اونجا کمی حس نا امنی می‌دهد و آدم حس می‌کنه اونجا برای گذاشتن لپ تاپ و تجهیزات کمی نا امن است.
کتابخانه درست بالای خط دو متروی تهران قرار دارد و کمی قدیمی است. به همین علت لرزش و صدای مداوم عبور قطار از زیر مرکز به طور کامل حس می‌شود. هر دو دقیقه یک بار زیر پای آدم می‌لرزد. انگار که توی ایستگاه مترو نشسته باشی. صدای عبور قطار با آنکه از زیر زمین رد می‌شود شنیده می‌شود و باعث به هم ریختن تمرکز می‌شود.

از جمله ایرادات دیگر این کتابخانه کوچک بودن اونه. به همین دلیل جای زیادی برای استراحت، قدم زدن یا کار دیگه وجود نداره. پریز برق هم خیلی کم وجود داره.  در نزدیکی خود کتابخانه، مغازه، کافی شاپ، پیتزایی و امکانات مشابه وجود نداره و نیاز به کمی پیاده روی داره. این کتابخانه فقط روزهای فرد برای آقایان قابل استفاده هستش.

در مجموع جای مناسبی برای من نبود و بیش از یکی دو ساعت نتونستم اونجا بمونم. این تجربه مربوط به شهریور ۱۳۹۵ هستش. شما هم اگر تجربه مشابهی دارید لطفاً به اشتراک بگذارید.

فهرست مطالب سری «پیدا کردن محل کار عمومی»:

به چند عکس از کتابخانه توجه کنید.